هم کوپه ای ها؛( لانه جاسوسی به جز مزار )
کارورزی سخته نمیدونم چطور توصیفش کنم😔🙏🏼
بله بله سختیش کاملا مشهوده نیازی به توصیف نیست 😂✅
هم کوپه ای ها؛( لانه جاسوسی به جز مزار )
کارورزی سخته نمیدونم چطور توصیفش کنم😔🙏🏼
کاش منم بیام سختی 🤣👍
هم کوپه ای ها؛( لانه جاسوسی به جز مزار )
همچین سختی ای هم ارزوستت😭✨😂
هم کوپه ای ها؛( لانه جاسوسی به جز مزار )
کارورزی سخته نمیدونم چطور توصیفش کنم😔🙏🏼
منم از این سختیا میخواممممم
هم کوپه ای ها؛( لانه جاسوسی به جز مزار )
🤣🤣🤣🤣🤣
اتفاقا همین الان داشتم به بابام میگفتم مامان قم نیست بیاین بریم پیتزا بگیریم دیدم تو عکس گذاشتی😂😂
هم کوپه ای ها؛( لانه جاسوسی به جز مزار )
اتفاقا همین الان داشتم به بابام میگفتم مامان قم نیست بیاین بریم پیتزا بگیریم دیدم تو عکس گذاشتی😂😂
پریروز فست فود خوردم اونم باکلی عذاب وجدان ... دیگه نمیدونم راضی میشن برام پیتزا رو بگیرن یا نه😂
هم کوپه ای ها؛( لانه جاسوسی به جز مزار )
:)
Alireza Eftekhari [ MusicViral.ir ]Alireza Eftekhari - Javdanegi.mp3
زمان:
حجم:
4.3M
آرامشم از شانه ام پر می کشی 🙃💔
هم کوپه ای ها؛( لانه جاسوسی به جز مزار )
:)
چرا گریه میکنی :))))💔
هم کوپه ای ها؛( لانه جاسوسی به جز مزار )
ذوق دیدار های انتهای خیابان کشور دوست تمام شد... دیگر سیدعلی آنجا نیست :))💔
تغریبا بعد نماز بود از خستگی خوابم برده بود که گوشیم زنگ خورد
یه صدای آشنا میخواست بهم خبر خوش بده
فاطمه جان اسم شما واسه دیدار رهبری در اومده شرایط رفتن داری ؟؟؟
قلبم یهو دیگه نزد ...
با خودم گفتم اگر خانواده اجازه ندن چی ...با ترس زیاد رفتم و گفتم و همه خوشحال شدن و گفتن برو حتما برو ...
تو تمام مسیر لحظه اومدنت و تصور میکردم و قلبم پر از ستاره میشد
روز رفتن بهم گفتن کارتت نیومده شکستم خورد شدم ناامیدی تو تمام تنم نشست یه گوشه افسرده نشسته بودم که یه مسئولا گفت بیا برات یه کارت پیدا کردیم
تو کل اون ۱ ساعت پشت در از استرس اینکه رام ندن گذشت و بعد اینکه رفتم تو...
آقا جون چقدر خونه شما قشنگ بود
درختای بلند و سبز
انگار همه آرامش دنیا اونجا جمع شده بود
حس کردم خونه خودمون رفتم
همه خستگی های اون انتظار پشت در یهو غیب شد ...
و بعد استرس و هیجان دیدنت همه جونم و گرفت
آقا چرا نمیومد ... هربار پرده مخملی تکون میخورد همه با هیجان بلند میشدیم و شعار میدادیم تا اینکه ...
نمیدونم اون لحظه چه حسی بود
خنده هام با گریه یکی شده بود قلبم از هیجان داشت با سرعت میزد و تو خنده بر لب اومدی
گریه کردم ... تا ۱۰ دقیقه بعدش همه چشماشون خیس اشک بود
نمیخواستم پلک بزنم باید تا میشد نگات کردم کاش میشد با چشمام اون دیدار و ضبط کنم ...
حالا از اون همه قشنگی هیچی نمونده
حالا تو رو میخوایم بسپاریم به آسمونا
صدای قشنگت دیگه نمیاد
تو شدی داغی که هر وقت اسمش بیاد تازه است 💔