آریایی عزیز ؛
اگه داری واسه هالوین آماده میشی ، پس
لطفاً من بعد به عزاداری ما تو محرم گیر
نده غرب زدهی محترم .
اما تونستم ادمیو راضی کنم ک میگف مدیر کل اداره هم بیاد من راضی نمیشم و حرف ، حرف منه
تنگ بغل تو: کوپهای یکنفره
لبهات: بلیط مقصدی تکسَفره
یک لحظه قطار تو مرا با خود برد...
این است شکوه عشق نامنتظره