هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
چقدر آقا امشب «پدر» بود. در موعد سالانه دیدار با بچهها که هم را ندیدند، پیام جداگانه برایشان فرستاد. سلام بچهها؛ همیشه پشت هم باشید. کسی جدایتان نکند ها. مراقب باشید زیاده اسراف نکنید. از دولتتان خوب حمایت کنید. بچهها عبادت و یاد خدا جزو برنامههایتان باشد ها. آسیب و موفقیت را باهم ببینید. اگر کسی زیر گوشتان خواند که آسیبهای مادی که در جنگ دیدیم از آسیبهای صهیونیستها بیشتر بود، باور نکنید. من مطلعتر از دیگرانم. فکت ناگفته استفاده آمریکا از زیردریایی درجنگ را که کسی تاامروز نگفته بود، میگویم که باور کنید از سر اطلاع با شما حرف میزنم. چاقوکشها آمدند بزنند، کتک خوردند. راستی بچهها، گفتم که برای باران و امنیت هم حسابی دعا کنید؟
ـ سلام بر او که گمان میکردیم
پایانی است برای دلتنگی ها
ولی شروعی شد بر یک دلتنگیِ بیپایان . .
ـ تمومِ افتخارم اینه که
هیچ وقت هیچ ندایی ته دلم شک ننداخت و ازم نپرسید :« حالا واقعا مطمئنی عباس(ع) حواسش به اوضاع زندگیت هست؟ »
چون همیشه تمومِ یاخته ها و ریزمولکول های وجودم و واحدهای غباریِ روحم تا کیلومتری ترین اعماقشون یقین داشتن که عباس(ع) وکیل مدافع و کفیل القضایای تمام اتفاقات زندگیشونه . .🤍
ـ میگفت : هرچی جلوتر میرم تو زندگی
بیشتر یقین پیدا میکنم که
تنها ثروتِ واقعی ، شیعهی علی٫ع٫ بودنه💛.