ـ برایت گریهها کردم..
صبح بعد از جنگ نه! هر شب..
پس از هر موجی از پرچم
پس از انبوه جمعیت
در دل میدان
اگر شادان و گر گریان
اگر در جمع یاران
اگر لبخندی از شوق وطن بر لب
اگر شادم از این عزم خیابان
اگر گفتم اگر دیدم اگر نالان
ولی در بازگشت، تنهایی از میدان
برایت گریهها کردم..
که گر بودی، چه میشد ای عزیزِ جان؟
برایت گریهها کردم
در تنهایی برگشت بر خانه
که با گریه نمیگردی تو جبران
برایت گریهها کردم..
*عصادقی.
- لفیفآ ¹³³.
ـ همیشه به دانشجوهای دکتر غلامی حسودیم میشه . !
ـ ویسِ یکم کامل تر . .
* واقعا ارزش شنیدن داره بچهها :))