eitaa logo
شَب‌هایِ‌روشَن؛
428 دنبال‌کننده
120 عکس
25 ویدیو
0 فایل
قَلب می‌نویسد و مَغز میخواند؛ داستانی را که چشمهایت در من آغاز کرد.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شَب‌هایِ‌روشَن؛
روزی بین صفحاتِ تاریخ ، نوشته خواهد شد .. که مردمانی باشرف ، با هرچه شد ، پای وطن‌شان ماندند و مُردند ، اما تسلیم نشدند . و ما معنا خواهیم کرد ؛ وفاداری و وطن پرستی را ... ‌‌- شهیدسیدمرتضی‌آوینی -
🏷 اهمیت و نحوه ایجاد تضاد در متن
شَب‌هایِ‌روشَن؛
🏷 اهمیت و نحوه ایجاد تضاد در متن
توصیفات متن و نوشتن صحنه هارو از «یک فضایِ یکنواخت» به «جریان پیچیده تضادها» تبدیل کن🪄 ¹ حالا اصلاً این تضاد یعنی چی؟! خیلی از نویسنده‌ها فکر می‌کنن همین که یک شخصیتِ شجاع بسازن، کافیه. اما شجاعت توی خلأ، هیچ‌کس رو جذب نمی‌کنه. این یکنواختی توی متن باعث کلافگی مخاطب میشه.✍🏻 اگر می‌خوای خواننده رو توی داستانت میخکوب کنی، باید تضاد رو مثل یک جرقه وسطِ صحنه رها کنی👀 💡 یعنی به جای اینکه فقط یه شخصیت شجاع رو تعریف کنی باید با تضاد اینو نشون بدی : «تویِ اون سکوتِ مرگ‌بار که همه از ترسِ سایه‌هاشون هم می‌لرزیدن، اون نشست و با خونسردی، بندِ پوتینش رو محکم کرد؛ انگار که نه انگار پشتِ اون در، هیولایی منتظرِ اولین تپشِ قلبِ قربانی‌اش بود.» ------------------------------------------------------ ² حالا چجوری تضاد رو توی داستان ایجاد کنیم؟! فرمولِ پرسشی 📮 برای اینکه صحنه‌هات رو از حالتِ خنثی دربیاری، از خودت بپرس: * اگر این موقعیت «شادی» است، چه سایه‌یِ سیاهی از «غم» می‌تونه کنارش باشه؟ ☕️ * اگر شخصیتم «منطقیه»، چه «جنونی» می‌تونه تعادلش رو بهم بزنه؟ 🫀 * تویِ شلوغ‌ترین لحظه‌یِ شهر، چطور می‌تونم «تنهاترین» آدم رو نشون بدم؟🚶🏻‍♂️ * تضادِ بینِ حرف‌هایِ شخصیتم و حس واقعیش چیه؟(تضاد تظاهر و اون چیزی که واقعا هست)🎭 + تضادِ موقعیت‌ها، عقاید و آدم‌ها - نتیجه - تضاد یعنی قراردادنِ امید در کنار ناامیدی. وقتی این تضادها رو داخل متن به جریان می‌ندازی، خواننده دیگه فقط «کلمه» نمی‌خونه، بلکه درگیریِ بینِ قطب‌هایِ مخالف رو با تمامِ وجودش «حس» می‌کنه.
شَب‌هایِ‌روشَن؛
🏷 اهمیت و نحوه ایجاد تضاد در متن
مثال «او در اتاقِ زیرشیروانیِ تنگ و تاریکش، در میانِ بویِ گندیدگی و فقرِ محض، رویایی از شکوه و قدرت در سر می‌پروراند؛ سرمایِ استخوان‌سوزِ اتاقش با آتشِ درونیِ جاه‌طلبی‌اش در ستیز بود. در حالی که جامعه او را یک جنایتکارِ از همه جا رانده می‌دید، در ذهنِ پریشانش، خود را ناجیِ بشریت می‌پنداشت؛ این تضادِ میانِ «انسانِ پستِ زمین‌گیر» و «منجیِ آرمانیِ آسمان‌گیر»، او را به ورطه‌یِ جنون می‌کشاند.» - جنایات‌و‌مکافات؛داستایوفسکی -
شَب‌هایِ‌روشَن؛
مثال «او در اتاقِ زیرشیروانیِ تنگ و تاریکش، در میانِ بویِ گندیدگی و فقرِ محض، رویایی از شکوه و قدرت
مطمئن نیستم این متن از کتاب با متن اصلی یکی هست یا نه ممکن ترجمه برخی کلمات متفاوت باشه اما به طور کلی از نظر مفهومی یکسان*
هدایت شده از دژاوو🕊️
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما هممون باختیم آقا .. رفتن شما بزرگ‌ترین باخت زندگی همه ی ما بود.💔
آنچه در درون آدم می‌ماند، بی‌نهایت بیشتر از آن چیزی‌ است که به صورت کلمات بیرون می‌آید. - داستایوفسکی -
Hate is a choice, but love is not.
- | به احمقانه ترین شکل ممکن دلتنگ کسی هستم که هیچ خیابانی را با او قدم نزده ام اما او در تمام خاطرات من راه می رود...