این دنیای کوچک و هفت میلیارد آدم !
یعنی تو باور میکنی ؟
شمردهای ؟ کی شمرده است ؟
جز سیاستمدارها دیدی کسی آدم بشمرد ؟
باور نکن نارنجی !
باور نکن سبزآبیِ کبودِ من !
باور کن همهی دنیا فقط تویی
بقیه تکراریاند.
- عباس معروفی -
اولین رمانهای من بد بودند چون نویسندهی جوان رمانتیکی که من در آن زمان بودم زیاده از حد در شخصیتها پیدا بود.
نویسنده باید خود را با دو ضرورت متضاد وفق دهد؛ باید در رمانش درگیر باشد و از خود فارغ بماند.
وقتی آدم با شخصیتهای رمان قاطی میشود از خود فارغ میشود.
آدم فکر نمیکند: «آیا اگر من بودم این یا آن کار را میکردم؟» آدم متوجه است که «اسمیت این کار را کرده است.» حتی آدم نمیگوید: «اسمیت در این یا آن موقعیت چه واکنشی نشان میدهد؟» چون اسمیت بنابر تصمیم خودش عمل میکند. آدم واقعاً وجود خودش را فراموش میکند.
مصاحبه با گراهام گرین
#نکتهیِ_نویسندگی
رویا
_
🏷 کتاب [ حرفه : داستان نویس ] جلد اول.
وقتی میخواستم خواندن ارباب حلقه ها را شروع کنم از کسانی که آن را خوانده بودند و خوششان آمده بود دلیلش را می پرسیدم. هواداری بعد هوادار دیگر بدون تأمل و تردید به من میگفت من از گالوم خوشم اومده !
وقتی ارباب حلقه ها را خواندم دلیل این موضوع را فهمیدم ؛
گالوم در داستان جی. آر. آر. تالکین کمی به شخصیت های فیودور داستایفسکی نزدیک می شود؛
البته نه به شخصیتی مثل راسکول نیکف اما به هر حال روح او در عذاب است و ما را وادار میکند به مسئله ی همیشگی فاکنر - کشمکش قلبی انسان با خودش فکر کنیم علت مردود شدن بعضی داستان ها در آزمون پیچیدگی این است که طبیعت انسان را انکار میکنند.
آنها میخواهند به ما بگویند تمام زندگی یک کاسه ی پر گیلاس بدون هسته است. داستان خوب کاسه و گیلاس و هسته را تاب نمی آورد.
#حرفهداستاننویس۱