وقتی آدم جرات خیال پردازی را داشته باشد،
معجزه های زیادی رخ می دهد
مشکل این است که مردم هیچوقت
چیزهای غیر ممکن را تصور نمی کنند.
- لویس کارول .
۱. نویسنده نباید گارد نویسندگی بگیرد؛
یعنی نباید گمان کند که در هنگام نوشتن، مشغول کاری شاق و متفاوت از کارهای روزانه است.
هنر نویسندگی در کاستن از فاصلۀ میان قلم نوشتاری و زبان روزمرۀ مردم است؛
بدون آنکه دچار شلختگی و عیبهای زبان گفتاری شود.
بهترین زبان نوشتاری، همان زبان گفتاری است منهای عیبهای آن.
زبان گفتاری چند عیب یا ویژگی دارد:
¹ در گفتار، کلمات معمولا به ترتیب انسی که ما با آنها داریم به ذهنمان میآیند، نه به اقتضای اسلوب جملهسازی.
مثلا در گفتار میگوییم:
«رفتم امروز بازار، کمی خرید کردم.»
طبق اسلوب زبان، قید «امروز» باید اول جمله بیاید: امروز رفتم بازار...
² حذف حروف اضافه و حتی گاه کلمات کلیدی، در زبان گفتاری معمول است.
مثلا جملۀ «رفتم بازار، کمی خرید کردم» در واقع ناقص است؛
اگرچه شنونده میداند که مراد گوینده این است که «رفتم "به" بازار "و" کمی خرید کردم.»
گوینده اجازه دارد که بگوید:
«او سال ۱۳۳۰ دنیا آمده»
اما نویسنده باید بنویسد:
«او "در" سال ۱۳۳۰ "به" دنیا آمده است.»
³ عیب زبان گفتاری، کمواژگانی است؛
چون گوینده فرصت نویسنده را برای جستوجو و انتخاب مناسبترین کلمات ندارد و ناگزیر معمولترین دستمالیشدهترین کلمات بر زبان او جاری میشود.
اما نویسنده راضی نمیشود در مثال پیشگفته، از کلمۀ «کمی» استفاده کند؛
بلکه به جای آن، «مقداری» یا مانند آن میگذارد.
- رضا بابایی ؛ تجربه های نگارشی ( نکته اول )
#نکتهیِ_نویسندگی
با درد نبودنش که خو میکردم
با دیده تر به جاده رو میکردم
می آمد و خنجری به قلبم میزد
میرفت و دوباره من رفو میکردم.
- نیما یوشیج .
آری ، آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست؛
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست.
- فروغ فرخزاد .
هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی
که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی.
- حافظ .