هدایت شده از گسترده 8 ساعته
پر بغض لب زدم:
- دلم برات تنگ شده، بیا ببینمت سورن
صدای خنده از پشت تلفن بلند شد:
- قربون خانمم برم، دلت واسم تنگ شده؟ بیام پیشت؟
لوس زمزمه کردم:
- اهوم، بیا دیگه طاقت دور بودن ازتو ندارم.
صداش از پشت تلفن نه، انگار از پشت سرم میومد.
- اومدم خانمم.
به عقب برگشته و با دیدنش به سمتش پرواز کردم.
- جان؟ جانم آروم.
دستاشو دورم حلقه کرد و با کاری که کرد...🤭🔥
https://eitaa.com/joinchat/2588804721C667fbf8fd2
پارت واقعی رمانشه🌝❤️🔥
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
پامو جمع کردم
+نینی دلش باباشو میخواد
چشم غره ای بهم رفت
_نینی یا مامان نینی؟
خجالت زده بهش نگاه کردم که...🤭🔥
https://eitaa.com/joinchat/2283864918Cae139f8e38
هدایت شده از 𝑺𝒐𝒏𝒔𝒖𝒛 𝒈𝒆𝒄𝒆..
۵ تا خوشگل نمیاد چنلمون🥲
https://eitaa.com/joinchat/889128538C1e6ed90cb5
برن رو پیوستن 🥲
۳ تا دیگه مونده ها🥲
شد ۲ تا🥲