با من مهربون باش، تو از تلاشهای بیوقفهی من برای پیدا کردن نخهای اتصال به زندگی خبر نداری.
ما که تو دردامون غرق شدیم، ولی به من میرسه با وجود زخمام کمر خم نکنم.
مراꥇ چشمی𐨆 اسٮ خون𐨆افشان ، ز دسٮ آن کمان𐨆ابروꥇ ،، جهان𐨆 بس فتنـہ خواهد دید از آن𐨆 چ͟ـ͟شم و از آن𐨆 اꥇبروꥇ .
"در دیدهی ما شـــــآه بود سایهی یزدان،
تا کور شود دیدهی بیگانه پرستان"