هدایت شده از 𝙍𝘼𝙎ᵗᵒᵏ
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادت؛
ی ناشناس تکی بریم؛
نیلام پاشید بیایید یکم بحرفیم!
حرفی حدیثی سخنی هر چی بود میشنوم!
Secret:https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ngiigix&btn=niLa
Ch:https://eitaa.com/joinchat/3922462150C90fb8f8a08
هدایت شده از 𝙍𝘼𝙎ᵗᵒᵏ
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادت؛
ی ناشناس تکی بریم؛
نیلام پاشید بیایید یکم بحرفیم!
حرفی حدیثی سخنی هر چی بود میشنوم!
Secret:https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ngiigix&btn=niLa
Ch:https://eitaa.com/joinchat/3922462150C90fb8f8a08
کویر نشه مشتیا حوصلم سر رفته.
هدایت شده از 𝙍𝘼𝙎ᵗᵒᵏ
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادت؛
ی ناشناس تکی بریم؛
نیلام پاشید بیایید یکم بحرفیم!
حرفی حدیثی سخنی هر چی بود میشنوم!
Secret:https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ngiigix&btn=niLa
Ch:https://eitaa.com/joinchat/3922462150C90fb8f8a08
کویر نشه مشتیا حوصلم سر رفته.
هدایت شده از دلنویس|𝓓𝓮𝓵𝓝𝓮𝓿𝓲𝓼
من #هنگامهم! عروس خونبسی که بواسطه قتلی که برادرم مرتکب شد محکوم به ازدواج اجباری با حمید پسر اون خدابیامرز شدم، ولی دوماد قبل عقد فراری شد و من موندم و سر و صدا و خشم خونوادهی مقتول. فکر کردم با رفتنش حتما ولم میکنن و دیگه مجبور به ازدواج نیستم اما با شنیدن حرفی که مادرش زد دنیا رو سرم خراب شد.
_حالا که حمید فرار کرده محاله از خون حاجی بگذرم... یا قصاص میکنیم یا بجای حمید با سعید عقدش میکنیم.
سعید یه پسر عقب افتاده بود که حتما بدشون نمیاومد تر و خشک کردنشو گردن یکی دیگه بندازن. داشتم پس میافتادم که رفتن سراغ سعید تا خبرش کنن...
https://eitaa.com/joinchat/3686074045C1f93b21523
داستان جذاب هنگامه رو اینجا بخونید😍👆