eitaa logo
کانال رسمی «لبه» تحلیل رسانه، ادراک و نبرد شناختی ☫
533 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
3.2هزار ویدیو
31 فایل
🔹 تحلیل ساده و عمیق رسانه و جنگ شناختی 🔹 رمزگشایی از ادراک، روایت و واقعیت پنهان 🔹 اگر دنبال فهم لایه پنهان خبرها هستی، اینجا شروع کن 📌 👈 برای شروع، پیام سنجاق‌شده را ببین
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹 ایشان بیش از ١٧ سال به طور مستمر در دروس خارج مختلف حضور فعّال داشته‌اند. ارائه تقریرات علمی به عربی و پیگری نکات علمی در قالب اشکال و نقد در ارتباط خارج از درس با اساتید، توجه ویژه برخی بزرگان به ایشان را در پی داشت. نبوغ و استعداد به همراه تلاش و پشتکار توأم با دقت و حریّت علمی، منجر به تولید نوآوری‌های فراوان و متقن، در منظومه علوم و معارف حوزوی(خصوصاً فقه، اصول و رجال) گردیده است. 🔹 برخورداری از مبانی فکری منظم و منسجم در مجموعه علوم مدوّن اسلامی و التزام به مبانی خود در تولیدات علمی در مسائل گوناگون، از امتیازات ایشان است.
آیت‌الله حاج سیدمجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید ایران کیست؟ بخش سوم و پایانی: 🔹 در کنار تحصیل و تدریس و سایر اشتغالات حوزوی، ارتباط وثیق با برخی مراجع و بزرگان و اساتید حوزوی در قم و مشهد، نیز بایسته اهمیت است. 🔹 پیگری بسیاری از مسائل و دغدغه‌های رهبر شهیدمان در تمشیت برخی امور مهم کشور، از جمله برکات این سنخ از روابط وثیق و گسترده ایشان بود که به عنوان نزدیک ترین یار در کنار والد و امام خویش سال ها امور را پیگیری و دنبال می کردند از جمله جنبه‌های مهم شخصیت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، ارتباط با بزرگان اخلاق و عرفان از جمله حضرات آیات بهاءالدینی، بهجت، کشمیری، شيخ جعفر مجتهدی و طیف گسترده‌ای از مردان معنوی بود.
⭕️ آیت‌الله جاودان: نظر خبرگان بر رهبری آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای است/ ایشان از شرایط کشور مطلع هستند 🔹نظر خبرگان رهبری بر آقای سیدمجتبی خامنه‌ای برای رهبری کشور است و همگان موظف هستند از ایشان حمایت و پیروی کنند. 🔹ایشان نسبت به شرایط کشور مطلع از امور هستند و مدیریت سیاسی برخی کارهای رهبر شهید از طریق ایشان بوده است. 🔹وقتی درس خارج ایشان خیلی استقبال شد و از سایرین شلوغ‌تر شد، برای مقابله با هوای نفس درس خود را تعطیل کردند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 🔰 مجموعه روایت‌های داستانی از زندگی‌نامه حضرت آیت‌الله حاج سیدمجتبی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) (۱) 🔻بخش ۱: از سایه‌سار حرم تا رمل‌های جبهه زمستان سال ۱۳۴۸ بود. در کوچه‌پس‌کوچه‌های منتهی به حرم مطهر رضوی، خانه‌ای کوچک اما لبریز از نورِ علم و تقوا، شاهد تولد دومین فرزندِ سیدِ علی‌محمد بود. نامش را «مجتبی» گذاشتند؛ کودکی که قرار بود در آغوش پدری رشد کند که خود کوهی از استواری و دریایی از معرفت بود. مشهد با آن گنبد طلایی‌اش، اولین معلمِ چشمان او شد. سال‌ها گذشت و مجتبی به جوانی رسید. زمانی که غبار جنگ بر چهره ایران نشسته بود، او راهی تهران شد تا در مدرسه آیت‌الله مجتهدی، زانوی ادب بزند و الفبای دین را بیاموزد. اما روح او بزرگتر از آن بود که تنها در میان دیوارهای مدرسه بماند. وقتی بانگ «هل من ناصر» امام بلند شد، مجتبی قلم را با تفنگ معاوضه کرد. او در میان رزمندگان «گردان حبیب» از لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله(ص)، لباس خاکی بر تن کرد و راهی جبهه شد. او در جبهه آموخت که فقه، تنها در کتاب‌ها نیست، بلکه در ایثارِ جان برای آرمان‌های الهی تجلی می‌یابد. 🔻 بخش ۲: هجرت به شهرِ کریمه و میثاقِ نوری دیگر جنگ که به پایان رسید، سال ۱۳۶۸ مجتبی بار سفر بست. مقصد، شهرِ قیام و اقامه، «قم» بود. او به سایه‌سارِ گنبدِ مطهرِ حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) پناه برد. سه سالِ تمام، روزها را با زمزمه‌های علمی در حجره‌ها و شب‌ها را با تهجد سپری کرد. اما سال ۱۳۷۶، نقطه عطفی در زندگی او شد؛ سالی که در آن، دو مسیرِ نورانی به هم پیوستند. مجتبی با دختری از تبارِ دانش و شهادت پیمانِ ازدواج بست؛ «بانو شهیده زهرا حداد عادل». درست در همان روزهای آغازینِ زندگی مشترک، او برای بار دوم به قم هجرت کرد. این بار هجرت او، تنها یک سفرِ تحصیلی نبود؛ بلکه هجرتی برای «کسب فیوضات معنوی» بود. آن‌ها زندگی ساده‌ای را در قم آغاز کردند تا در مجاورتِ حرمِ کریمه، بنایِ علمی و معنویِ بزرگی را پایه‌ریزی کنند. 🔻بخش ۳: در محضرِ پیرانِ طریقت؛ هفده سالِ پرالتهاب او نه به نامِ بلندِ پدر تکیه کرد و نه به هوشِ سرشارِ خویش غره شد؛ بلکه با تواضعی که زبانزد بود، در محفلِ بزرگان نشست. در محضر آیت‌الله احمدی میانه‌جی اخلاق آموخت و از دانش آیت‌الله استادی و اوسطی بهره‌ها برد. اوجِ داستانِ علمی او، هفده سالِ مداوم در دروس خارج بود. او به بیتِ آیت‌الله العظمی شیخ جواد تبریزی می‌رفت، در محفلِ آیت‌الله وحید خراسانی زانو می‌زد و از دقت‌های آیت‌الله شبیری زنجانی سیراب می‌گشت. او حتی پایِ درسِ آقا مجتبی تهرانی و شیخ محمد مؤمن قمی می‌نشست. مجتبی تنها یک شنونده نبود؛ او تقریرات علمی را به زبان عربی می‌نوشت و با اساتیدش به نقد و بررسیِ موشکافانه می‌پرداخت. این حریّتِ علمی، چنان بود که نگاهِ بزرگانِ حوزه را به این شاگردِ کوشا خیره کرد. 🔻بخش ۴: درخششِ ذهن؛ تولدِ یک مکتب در غوغایِ استدلال نبوغی که در وجودش شعله می‌کشید، با چاشنیِ «حریّت علمی» آمیخته شد. او به اعماقِ تاریخِ فقه سفر کرد و توجه ویژه‌ای به «ارتکازِ عصرِ معصوم» نشان داد. مجتبی در ذهنِ خود، میدانِ بحثی میانِ افکارِ فحولِ علم برپا کرد؛ آراء شیخ انصاری و محقق نائینی را با نگاه‌های ژرفِ امام خمینی صیقل داد. نتیجه، تولدِ یک «منظومه‌ی فکری» بود. او در مسائلی همچون «حقیقت حکم شرعی» و «سیر تطوّر کتب حدیثی»، حرف‌هایی نو زد. او مکتبی را پایه‌ریزی کرد که در آن، دقتِ رجالی با فهمِ تمدنی گره خورده بود. حالا دیگر در محافلِ حوزه، سخن از «مکتبِ علمی سیدمجتبی» بود؛ جوانی که با قلمی تیز، نقشه ی جدیدی برای فقه و اصولِ شیعه ترسیم می‌کرد. 🔻بخش ۵: از کرسیِ شاگردی تا مَدرَسِ تحول داستان تدریسِ آقا مجتبی از مدرسه آیت‌الله مجتهدی آغاز شد. در سال ۱۳۷۴، وقتی بر کرسی تدریس «معالم» نشست، یک توصیه مسیر را تغییر داد. والدِ بزرگوارشان از ضرورتِ تحول و اهمیتِ اندیشه‌های «شهید صدر» سخن گفتند. آقا مجتبی تدریسِ سنتی را متوقف کرد و به سراغ «حلقات» شهید صدر رفت. سال ۱۳۷۷، در بیت شریف امام خمینی (ره) در قم، تدریس «رسائل» و «مکاسب» را آغاز کرد. شاگردانش می‌دیدند که او چگونه گره‌های کورِ علمی را باز می‌کند. دیری نپایید که او قدم به عرصه دشوار «درس خارج» گذاشت و ابتدا با بحثِ «صلاۀ» (نماز)، به صورت خصوصی با شاگردانش، مسیر اجتهاد زنده را آغاز کرد.