17.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ خانم پیاز و آقای پرتقال
🔺ویدئوهایی برای خنده و سرگرمی با یک جریان خزنده فرهنگی؟
@Labelaye_Satrha
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تبریک باید گفت؛
تبریک بابت اینکه رسانهی ما، پس از ۴۷ سال، سرانجام به فناوریِ تربیت قرآنی و دینیِ نسل جدید دست یافت.
برنامهی «محفل ستارهها» امروز به یکی از تأثیرگذارترین، جذابترین و جریانسازترین برنامههای کودک و نوجوان در سراسر کشور تبدیل شده است.
اگر در این سنین، قرآن با گوشت و خون نوجوانان درآمیزد و با جان و دل آنان عجین شود، بیتردید روشناییِ مسیر زندگی، چراغ راه جوانی و آیندهی آنان خواهد بود.
این همان مسیری است که ثمرهاش، پرورش نسلی ریشهدار، هویتمند و مأنوس با معارف الهی خواهد بود.
و در این میان، نقشِ شیرین و هوشمندانهی احسان مهدی در برقراری این پیوندِ عمیق میان کودکان و نوجوانان با قرآن، نقشی کلیدی، ماندگار و ستودنی است؛ نقشی که بیتردید از عوامل اصلی موفقیت و اثرگذاری این برنامه به شمار میآید.
✍مشکات
@Labelaye_Satrha
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی که یک تنه در مقابل سپاه هزار هزار بایستی و سرسوزنی نترسی و شک نکنی معجزه کرده ای....
@Labelaye_Satrha
شاهینِ بامرام
«قدِ بلند، چهار شانه، گردنبند نقره، دستبند سبز یشمی و کلاه NY؛ شغل: نصاب دکوراسیون.»
قیافهاش را جور دیگری در نظر گرفته بودم. اصلا برای همین بود که برای زنگ زدن و قرار مصاحبه، دست دست میکردم. پیش خودم گفتم لابد یکیست مثل بقیه حزبالهیهایی که برای تشییع آقا رفتهاند: پیراهن مشکی روی شلوار با سهدکمهای که به یقه دیپلمات ختم میشود.
*چند روز قبل، محمدرضا برایم از خانم و آقای موتورسواری گفت که توی اتوبان قم شیراز دیده بود. به خیالش از اهالی روستاهای اطراف هستند. چفیه روی سرشان را که دید، شک کرد که نکند از تشییع برگشته باشند. کیف لباسی جلوی موتور و کیف زنانه وصل به دسته هم مزید شک. اولین استراحتگاه کنار جاده سراغشان رفته بود و مطمئن شده بود که از تشییع برگشتهاند. حالا از کجا آمده باشند خوب است؟ از شیراز.*
قیافه شاهین آنقدر متفاوت بود که وقتی توی لابی دفتر روایت دیدمش، شک کردم. توی کسری از ثانیه به مراحلی که برای مصاحبه طی کرده بودم، فکر کردم و مطمئن شدم این شاهین پارسایی که روبرویم نشسته، همانی است که محمدرضا معرفی کرده:
«بالاخره یه عِرقی داشتیم نسبت به رهبری. شب ساعت هفت حرکت کردیم سمت قم و دم نماز رسیدیم جمکران. هر دو سه ساعت، یه استراحت کوچیکی میکردیم وسط راه.»
*«نزدیکیای قم، رییس پلیس راهور، توی یه موکبی دیدمون. گفت پلاکتون رو توی بیسیم اعلام کردم. گفتم این برای تشییع آقا داره میاد. توی اتوبان کاریش نداشته باشین. باورش نمیشد از شیراز اومده باشیم»*
چند ثانیه طول کشید تا بفهمم چرا باید پلاکش توی بیسیم اعلام شود. بعد خودم را گذاشتم جای پلیس راهور. نصف شب؛ وسط اتوبان؛ با خانواده. من جای افسر راهنمایی رانندگی بودم، حتما جایی نگهش میداشتم و سوال پیچش میکردم تا مطمئن شوم خداییناکرده از کشیدنیها و بوییدنیها و نوشیدنیها چیزی مصرف نکرده باشد.
«اکثر رفیقام ضدنظامن. توی دی ماه که قرار میذاشتن برای شعار دادن از پنجره خونهشون، بهشون گفتم: هر کی علیه سیدعلی شعار بده با من طرفه. ای آدمو امام حسین(ع) زمان خودشه.»
تلفظ دقیق از سیدعلی، آن «ی» وسط سید را نداشت.
شاهین از رفیقهایش گفت که بعد از شهادت آقا سر به راه شدند: *«آدمایی بودن که به آقا بد و بیراه میگفتن ولی توی همین ماه رمضون تا پای نماز خوندن هم رسیدن. الان اگه جایی عکس آقا رو ببینن دستشون رو برای احترام بالا میارن.»*
شاهین تا حالا در هیچکدام از تجمعات شرکت نکرده: «مادرم هم خیلی بهم میگه بیا ولی من از این مسخرهبازیا خوشم نمیاد. کار سخت دوست دارم. پرچم تکون دادن خیلی راحته. انرژیم رو گذاشتم برای اغتشاشی، درگیریای، چیزی. اصلا برای روزی که حاج مهدی ظهور میکنه.» دال مهدی را هم مثل «ت» تلفظ میکرد.
شاهین از ماجرای جالبی گفت که وقت برگشتن برایش پیش آمده: *«ساعت یک شب، نزدیکیای بیضا، بنزین تموم کردم. به خانمم گفتم بره پشت نیوجرسیها استراحت کنه. یه ظرف دست گرفتم برای بنزین. کسی روم رو نگرفت. خوابیدم تا ساعت پنج. هول هولکی نماز صبح رو خوندم و دوباره ایستادم کنار جاده. یه نیسان آبی اومد سمتم. گفت توی اون لاین که بودم دیدمتون. دور زدم اومدم این ور. گفتم دست میگیرم به پشت ماشینت، ما رو بکش تا پمپبنزین. پنج شش کیلومتر دیگه میرسیم. خودش با کارتش برامون بنزین زد. لللهش کردم قبول نکرد حساب کنم. کارتم رو پس داد، گفت داستان داره. بعد هم ما رو برد در یه مغازهای، برامون صبحونه مفصل گرفت: ساندویچ آماده با نوشابه و قهوه و آب معدنی. بهش گفتم پول بنزینمون رو حساب کردی، این کارا دیگه چیه؟ میخوای چوبکاریمون کنی؟»
همهاش منتظر بودم بگوید ماجرای راننده نیسان چه بوده: «آخرش طرف گفت: بابام چند بار بهم گفت من رو ببر تشییع. نتونستم. براش یه بلیط اتوبوس گرفتم تا خودش بره مشهد. ولی تو دلم بود یه کاری کنم برای کسایی که میرن مراسم تشییع تا شما رو دیدم. وقتی چفیه روی سرت رو دیدم مطمئن شدم از تشییع اومدی.»*
سهربعی پای مصاحبه با شاهین پارسا بودم. موقع خداحافظی، چشم دوخته بودم به کفش اسپورت سفیدی که پایش میکرد ولی داشتم به این فکر میکردم که توی این تشییع چند ده میلیونی، چند صد میلیون یا چند میلیارد ماجرا و خاطره و روایت خوابیده و دست ما کوتاه و خرما بر نخیل.
#تشییع
#روایت
#مرام
✍حسن_مجیدیان
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸نه مروت است و مردی ...
#شب_نوش
@Labelaye_Satrha
765.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺🍃
🍃
خدایا شکرت
برای صبحی که رسید
نوری که تابید
شروعی از نو...
#صبح_بخیر
@Labelaye_Satrha
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
السَّلامُ عَلیْکَ یا بَقِیَّة الله
السَّلامُ عَلی رَبیعِ الاَنامِ و َنَضْرة الاَیّامِ السَّلامُ عَلَی المَهدی، اَلَّذّی وَعَدَ اللهُ عَزوجَّلَ بِهِ الاُمَمَ🌱
@Labelaye_Satrha
715.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جهاد تمام شدنی نیست و
کارخوبم یک بارش برای تمام عمر کافی نیست..
همه وجود ما سهم خداست.
#کلام_ماندگار
#رهبر_شهید
@Labelaye_Satrha
صحبتهای این دو جوان، پرسشهای بنیادینی رو در ذهن ایجاد میکنه که پاسخ به آنها برای درک وضعیت موجود ضروریه.
به نظر میرسه چالش اصلی در یکی از حوزههای زیر باشه:
۱. ضعف در کارکرد رسانههای داخلی؛
۲. جهتگیری و گزینشی عمل کردن رسانههای خارجی؛
۳. ایجاد شکاف نسلی و دور شدن از مطالبات جوانان؛
۴. ناتوانی در درک ادبیات و نوع نگاه نسل جدید
🔺ریشه اصلی این مسئله هرچی باشه، ضرورت داره که این گفتگوها رو به عنوان فرصتی برای پل زدن بین دیدگاههای مختلف و فراهم کردن بستری برای تعامل سازنده مغتنم بشماریم.»
@Labelaye_Satrha