نمیگیرد کسی مثل نفس در سینه جایت را
چه باشی چه نباشی، دمبهدم دارم هوایت را
بهجای شعر، موسیقی ست کار هر شب و روزم!
درآوردم از آن وقتی که نُتهای صدایت را...
مهدیفرجی
@Nabzghalam
در وصالت اشک شوق و در فراقت اشک غم
پشت و روی سكه ی من هر دو يک تصوير داشت
ماشااللهدهدشتی
@Nabzghalam
از تو تنها وصف دیدارت نصیب ما شده
برف تجریش است و سوزش میرود پایین شهر
محمدشیخی
@Nabzghalam
مثل قَلبی شدهام از تَپش افتاده، ولی
به هر ایمایِتو از نو ضربان میگیرم ...
محمدبزاز
@Nabzghalam
اول هوس و شیطنتی پر هیجان بود،
نوعی طپشِ قلب، شبیهِ ضربان بود!
کم کم همهی دغدغهام دیدن او شد
انگار که جذاب ترین فردِ جهان بود!
هی رفتم و هی دیدم و هی آه کشیدم،
دلبستگیام بیشتر از تاب و توان بود...
میخواستم اقرار کنم عاشقم اما...
[ چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود؟ ]
فهمید که دیوانه و دلبستهی اویم
[ از بسکه اشارات نظر، نامهرسان بود ]
القصه گرفتار دل هم شده بودیم
روزی که جوان بودم و او نیز جوان بود...
از آنچه میان من و او بود چه گویم؟
مجنونِ زمان بودم و لیلایِ زمان بود
اما وسط آنهمه دلبستگی و عشق،
معشوقهام انگار کمی دلنگران بود!
خوردیم به یک مشکلِ معمولیِ ساده...
من زاغه نشین بودم و او دختر خان بود!
کم کم به خودش آمد و فهمید چه کرده...
حق داشت که پا پس بکشد، بحثِ زیان بود!
اصلا تو بگو، دختر خان با دک و پوزش،
هم شأن من پاپَتیِ غاز چران بود؟!
البته که نه! رفت... خدا پشت و پناهش
اصرار چرا؟ قسمتِ او با دگران بود...
او رفت و غمش شعله به جان قلم انداخت!
من ماندم و یک دفتر و طبعی که روان بود...
یک مشت غزل شد همهی دار و ندارم،
دیوان بزرگی که پر از آه و فغان بود...
بیش از دو دهه دور خودم گشتم و گشتم
دل در گروِ عشق و سرم در دَوَران بود...
گفتم که بدانید وفا، عشق، دروغ است!
من تجربه کردم، به همین قبله چَخان بود...
حُسنش همه گفتند و من سر به هوا را...
آگاه نکردند به شری که در آن بود...!
ویروس، خطرناک تر از عشق ندیدم
یک قاتل بِالفطره اگر بود، همان بود!
هی ریشه زد و ریشه زد و ریشه کنم کرد
این تودهی بدخیم گمانم سرطان بود...
محمدرضا_نظری
@Nabzghalam
ᴡʜᴇɴ ᴛʀᴜsᴛ ɪs ʙʀᴏᴋᴇɴ ,
sᴏʀʀʏ ᴍᴇᴀɴs ɴᴏᴛʜɪɴɢ .
وقتی اعتماد از بین بره،
عذرخواهی هیچ معنی نداره.
@Nabzghalam
لب های تو با شعر عجین است؛عجیب است🤔
ما پسته ندیدیم شکر داشته باشد😋
#حسین_دهلوی
@Nabzghalam
همچو یک حبه ی قند است دلِ شیرینم
آرزو کرده که در چای دلت آب شود!
@Nabzghalam
«إبتَسم؛ فَلَن یَتغیّر العالم بِحُزنک»
بخند که جهان
با اندوهِ تو دگرگون نمیشود...
@Nabzghalam
در انــــــتــــــظـــــــار تو چشمم سپـیـد گشت و غمی نیست
اگر قبـول تو افتـد فـدای چشم سیـاهـت...
@Nabzghalam
:
آشفتهام شبیه دلِ بی قرارها
بی رنگ و روست، روی تمام بهارها
از آینه نمیشود هیچ انتظار داشت
وقتی نشسته است به رویش غبارها
شیرینیِ وصال به قدر فراق نیست
خسته نمیشوم من از این انتظارها
این روزگار کفرِ مرا در میآورد
وقتی که بی تو میگذرد روزگارها
در شهر خویش بین همین کوچهها تو را
نشناختیم اگر چه که دیدیم بارها
اصلا قرار بود که جمعه ببینمت
بازم گناه من زده زیر قرارها
در راه انتظار تو رفتند زیر خاک…
رفتند زیر خاک هزاران هزارها
حالا که خلوت است حرم، بعدِ اربعین
ما را ببر زیارت شش گوشه دارها
#اشعار_مهدوی
#شبنم_سریفی
@Nabzghalam