eitaa logo
لبخند قلم
40.3هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
43 فایل
✅️ کانون آفرینش های ادبی و هنری لبخند قلم 💝آفرینش‌های ادبی 😅طنزیمات روزانه ☠️ سیاهه‌‌های سیاسی 🌻داستان‌کوتاه، نقد و معرفی کتاب ✍لبخند بزنꔷ͜ꔷ 💌 ارتباط ؛ @Hani10100200
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ مثل قَلبی شده‌ام از تَپش افتاده، ولی به هر ایمایِ‌تو از نو ضربان می‌گیرم ... محمدبزاز @Nabzghalam
اول هوس و شیطنتی پر هیجان بود، نوعی طپشِ قلب، شبیهِ ضربان بود! کم کم همه‌ی دغدغه‌ام دیدن او شد انگار که جذاب ترین فردِ جهان بود! هی رفتم و هی دیدم و هی آه کشیدم، دلبستگی‌ام بیشتر از تاب و توان بود... میخواستم اقرار کنم عاشقم اما... [ چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود؟ ] فهمید که دیوانه و دلبسته‌ی اویم [ از بس‌که اشارات نظر، نامه‌رسان بود ] القصه گرفتار دل هم شده بودیم روزی که جوان بودم و او نیز جوان بود... از آنچه میان من و او بود چه گویم؟ مجنونِ زمان بودم و لیلایِ زمان بود اما وسط آنهمه دلبستگی و عشق، معشوقه‌ام انگار کمی دل‌نگران بود! خوردیم به یک مشکلِ معمولیِ ساده... من زاغه نشین بودم و او دختر خان بود! کم کم به خودش آمد و فهمید چه کرده... حق داشت که پا پس بکشد، بحثِ زیان بود! اصلا تو بگو، دختر خان با دک و پوزش، هم شأن من پاپَتیِ غاز چران بود؟! البته که نه! رفت... خدا پشت و پناهش اصرار چرا؟ قسمتِ او با دگران بود... او رفت و غمش شعله به جان قلم انداخت! من ماندم و یک دفتر و طبعی که روان بود... یک مشت غزل شد همه‌ی دار و ندارم، دیوان بزرگی که پر از آه و فغان بود... بیش از دو دهه دور خودم گشتم و گشتم دل در گروِ عشق و سرم در دَوَران بود... گفتم که بدانید وفا، عشق، دروغ است! من تجربه کردم، به همین قبله چَخان بود... حُسنش همه گفتند و من سر به هوا را... آگاه نکردند به شری که در آن بود...! ویروس، خطرناک تر از عشق ندیدم یک قاتل بِالفطره اگر بود، همان بود! هی ریشه زد و ریشه زد و ریشه کنم کرد این توده‌ی بدخیم گمانم سرطان بود... محمدرضا_نظری @Nabzghalam
ᴡʜᴇɴ ᴛʀᴜsᴛ ɪs ʙʀᴏᴋᴇɴ , sᴏʀʀʏ ᴍᴇᴀɴs ɴᴏᴛʜɪɴɢ . وقتی اعتماد از بین بره، عذرخواهی هیچ معنی نداره. @Nabzghalam
لب های تو با شعر عجین است؛عجیب است🤔 ما پسته ندیدیم شکر داشته باشد😋 @Nabzghalam
همچو یک حبه ی قند است دلِ شیرینم آرزو کرده که در چای دلت آب شود! @Nabzghalam
«إبتَسم؛ ‏فَلَن یَتغیّر العالم بِحُزنک» ‏بخند ‏که جهان با اندوهِ تو دگرگون نمی‌شود... @Nabzghalam
در انــــــتــــــظـــــــار تو چشمم سپـیـد گشت و غمی نیست اگر قبـول تو افتـد فـدای چشم سیـاهـت... @Nabzghalam
: آشفته‌ام شبیه دلِ بی قرارها بی رنگ و روست، روی تمام بهارها از آینه نمی‌شود هیچ انتظار داشت وقتی نشسته است به رویش غبارها شیرینیِ وصال به قدر فراق نیست خسته نمی‌شوم من از این انتظارها این روزگار کفرِ مرا در می‌آورد وقتی که بی تو می‌گذرد روزگار‌ها در شهر خویش بین همین کوچه‌ها تو را نشناختیم اگر چه که دیدیم بارها اصلا قرار بود که جمعه ببینمت بازم گناه من زده زیر قرار‌ها در راه انتظار تو رفتند زیر خاک… رفتند زیر خاک هزاران هزار‌ها حالا که خلوت است حرم، بعدِ اربعین ما را ببر زیارت شش گوشه دار‌ها @Nabzghalam
بیا و نگذار جمعه دلتنگی هایش را به دل بی تاب شنبه بریزد... @Nabzghalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تمام خاک را گشتم به دنبال صدای تو ببين باقی است روی لحظه‌هايم جای پای تو اگر مؤمن اگر کافر، به دنبال تو می‌گردم چرا دست از سر من برنمی‌دارد هوای تو؟ دليل خلقت آدم! نخواهی رفت از يادم خدا هم در دل من پر نخواهد كرد جای تو صدايم ازتو خواهدبود اگربرگردی ای موعود پر از داغ شقايق‌هاست آوازم برای تو تو را من با تمام انتظارم جستجو كردم كدامين جاده امشب می‌گذارد سر به پای تو؟ نشان خانه ات را از تمام شهر پرسيدم مگر آن سوتر است از اين تمدن روستای تو؟ @Nabzghalam