eitaa logo
لبخند قلم
40.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
43 فایل
✅️ کانون آفرینش های ادبی و هنری لبخند قلم 💝آفرینش‌های ادبی 😅طنزیمات روزانه ☠️ سیاهه‌‌های سیاسی 🌻داستان‌کوتاه، نقد و معرفی کتاب ✍لبخند بزنꔷ͜ꔷ 💌 ارتباط ؛ @Hani10100200
مشاهده در ایتا
دانلود
بقول محمود درویش «با تمام اسلحه ام... تسلیم رنگ اندوه چشمان توام♥️🌱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سرایی را که صاحب نیست ویرانی است معمارش دلِ بی عشق می‌گردد خراب آهسته آهسته... صائب_تبریزی @Nabzghalam
آخر نشستم و دو سه دریا گریستم می‌خواستم بگویمش اما گریستم او بین جمع بود، غرورم نمی‌گذاشت در خلوتم نشستم و تنها گریستم گریه امان نداد که بهتر ببینمش صد حیف در زمان تماشا گریستم ابرم که اشکِ من همه را شاد می‌کند آری بخند ای گل زیبا، گریستم گویا به خاک من نمی از اشک بوده است تا پایِ خود نهاده به دنیا گریستم شاید دعا به گریه‌ی من مستجاب شد دیشب به این امید خدایا گریستم حالم ردیف نیست، غزل گریه می‌کند وقتی ردیف هم شده حتی «گریستم» عاصی_خراسانی عالم مريد اوست كه پير مراد بود زين الموحدين شد و زين العباد بود با غصه ها قرين شد و يعقوب گريه شد از كربلا به روى دلش غم زياد بود با دست بسته در پى هجده سر به نى آواره بين كوفه و شام و بلاد بود تا لحظه ى شهادت او روضه اش فقط "يك جرعه آب بر لب عطشان نداد" بود يك لحظه هم ز خاطر آقا نمى رود زلفى كه روى نيزه در آغوش باد بود عارض بر او تبى شده و سد راه كرد عباس شاهد است كه مرد جهاد بود محمدحسين_مهدى_پناه @Nabzghalam
باید دنیا را کمی بهتر از آنچه تحویل‌گرفته‌ای، تحویل دهی ! خواه با فرزند‌ی خوب ... خواه با باغچه‌ای سرسبز ... خواه با اندکی بهبود شرایط اجتماعی ! و اینکه بدانی حتی اگر فقط یک نفر با بودن تو ساده‌تر نفس کشیده است ، این یعنی تو موفق شده‌ای ! - گابریل گارسیا مارکز @Nabzghalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بیخیال همه چیزایی که دیروز نتونستی به دست بیاری! به همه چیزهای فوق العاده ای که امروز برات تدارک دیده فکر کن! با تمام وجود براشون تلاش کن تا فردایی روشن تر برای خودت بسازی! صبحت بخیر دوست من!
براي روضه اگر كم گذاشتم امسال تو كم نبين كه برای كريم بد باشد اگر بناست به من مزدِ يك دهه بدهی طواف حضرت شش گوشه ميشود باشد؟
یا امام سجاد درد بسیار ، مداوا گریه ارث جامانده ي زهرا گریه روزها ناله و شبها گریه آب میخورد ، ولی با گریه گریه بر آبِ وضویش میریخت خونِ دل بر سر و رویش میریخت گریه بر شاه شهیدان خوب است گریه بر کشته ی عریان خوب است گریه بر دامن طفلان خوب است گریه بر آن لب و دندان خوب است خواسته هر سحرش گریه کند در فراق پدرش گریه کند گریه بر ناله ي آن مادرها گریه بر گریه ي آن دخترها گریه بر غارت انگشترها گریه بر واشدن معجرها رنگ مهتاب ، زمینش میزد دیدن آب ، زمینش میزد گریه بر ناقه نشسته سخت است گریه با پیکر خسته سخت است گریه با بال شکسته سخت است گریه با گردن بسته سخت است گریه خوب است که هر شب باشد گریه بر چادر زینب باشد آنکه را هست پیاده نکُشید تشنه را بر لب باده نکشید طفل را اینهمه ساده نکشید ذبح را آب نداده نكشيد هیچکس آب به گودال نبُرد پدرم ذبح شد و آب نخورد آمد و دید تنی افتاده کشته ي بی کفنی افتاده شه بی پیرُهنی افتاده پاره پاره بدنی افتاده همه پروانه و شمعش کردند بوریا آمد و جمعش کردند آمد و دید کنارش پر نیست بدن افتاده ولیکن ، سر نیست چند انگشت ، وَ انگشتر نیست این حسین است ولی دیگر نیست بسکه با نیزه قلیلش کردند ذبح کردند قتیلش کردند