مثل برفی که ببارد وسط تابستان
وصل من با تو بعید و چه محال است عزیز
فاطمهحیدری
@Nabzghalam
همین نجوای رفتن بر لبت ترسانده قلبم را
همیشه شهر موشک خورده از آژیر می ترسد...
غزاله_شریفیان
@Nabzghalam
دلم را که مرور می کنم
تمام آن از آن توست
فقط نقطه ای از آنِ خودم؛
روی آن نقطه هم میخ می کوبم
و قاب عکس تو را می آویزم!
نزار_قبانی
@Nabzghalam
روزی ذالنون با اصحابش در کشتی نشسته بودند.
کشتی دیگر می آمد و گروهی از اهل طرب در آنجا عیش و نوش می کردند.
شاگردان ذوالنون گفتند ای شیخ، دعا کن تا کشتی آنها غرق شود تا شومی آنها رفع شود.
حکیم برپای خاست و دست ها را بلند کرد و گفت بار خدایا، چنان که این گروه را در این جهان، عیش خوش داده ای، اندر آن جهان نیز عیش خوش بده.
مریدان متعجب شدند.
چون کشتی پیش تر آمد و اهل طرب چشم شان بر ذوالنون افتاد، به گریه افتادند و بساط عیش و نوش را جمع کردند و به خدای بازگشتند.
حکیم، شاگردان را گفت عیش خوش آن جهان، یعنی توبه در این جهان!
@Nabzghalam
کجاست بارشی از ابرِ مهربانِ صدایت؟!
که تشنه مانده دلم در هوای زمزمههایت
به قصّهی تو هم امشب درونِ بسترِ سینه
هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایت
تهیست دستم، اگر نه برای هدیه به عشقت
چه جای جسم و جوانی، که جانِ من به فدایت!
چگونه میطلبی هوشیاری از منِ سرمست
که رفتهایم ز خود پیشِ چشمِ هوشرُبایت
هزار عاشقِ دیوانه در من است که هرگز
به هیچ بند و فسونی نمیکنند رهایت
دل است جای تو تنها و جز خیالِ تو کس نیست
اگر هر آینه غیر از تویی نشست به جایت
هنوز دوست نمی دارمت مگر به تمامی؟
که عشق را همه جاندادن است اوج و نهایت
در آفتابِ نهانم که هر غروب و طلوعی
نهم جبینِ وداع و سرِ سلام به پایت!
حسین_منزوی
@Nabzghalam
من که مشتاق به دیدار تو ام ماه شبم
چه شود بر شب ِمن روی ِتو مایل بشود؟
#لاادری
@Nabzghalam
تازه فهمیدم چــــرا پیدا نمی کــــردم تو را
در دلم بودی و بیرون جستجو می کردمت
اسماعیل_علیخانی
@Nabzghalam
بر من ببخش، گاه چنان دوست دارمت
کز یـاد می برم کـه مرا برده ای ز یاد!
فاضل_نظری
@Nabzghalam
آن را که به زلف تو دل آویخته باشد
گر ملک جهانش رود از دست غمی نیست
غمام_همدانی
@Nabzghalam
مـن گرفـتـار شـبم در پـی مـاه آمـده ام
سیب را دست تو دیدم به گناه آمده ام
فریدون_مشیری
@Nabzghalam