eitaa logo
لبخند قلم
39.2هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
1.7هزار ویدیو
46 فایل
✅️ کانون آفرینش های ادبی و هنری لبخند قلم 💝آفرینش‌های ادبی 😅طنزیمات روزانه ☠️ سیاهه‌‌های سیاسی 🌻داستان‌کوتاه، نقد و معرفی کتاب ✍لبخند بزنꔷ͜ꔷ 🚭 تب و تبلیغات نداریم. 💌 ارتباط؛ @Hani11020
مشاهده در ایتا
دانلود
شمعی بس است ظلمت آیینه خانه را رنگین شود ز یک گل خورشید باغ صبح 🆔@Labkhandghalam
به ضعف و قوت بازوی عشق حیرانم که کوه میکند و دل نمی‌تواند کند... 🆔@Labkhandghalam
تابحال ، از عسل ِ چشم کسی مَست شدی ؟!! تا بحال ، عاشق ِ دیـوانـه ی سرمست شدی ؟ من همان عاشق ِ دیوانه ی سرمست ِ توأم!!!! تـو بـه اندازه ی من پای کسی مست شدی ؟ وقتی از خلسه ی آغوش ِ تـو بر می گردم!!!! تـو هم آشفته ی آن بوسه ی بی مرز شدی ؟ من که از دوری تـو تـار ِ دلم می لـرزد! تو هم اندازه ی من این همه دلتنگ شدی ؟ هوس ِ خواستنت ، مثل ِعسل شیرین است تو بگو ، عاشق ِ این قلب ِ پُر از درد شدی ؟ 🆔@Labkhandghalam
طنزیمات روزانه ۴۰ ✍ طنزک های من و مسجد محله 🔹خادم مسجد می گفت: خواهران محترم! خداوند به شما عمر نوح نبی و به ما صبر ایوب پیغمبر عطا کند. شما را به الوهیت فرعون و نبوت مسیلمه کذاب قسم، کمتر حرف بزنید. ما که نفهمیدیم حاج آقا چه بیاناتی ایراد فرمودند،لااقل اجازه بدهید خود حاج اقا بفهمد چی به خورد مردم داد!! 🔷 امام جماعت بین دو نماز حدیثی از پیامبر اعظم خواند، می گفت روایت داریم؛ مومن در مسجد مثل ماهی در آب است... ولی نمی‌دانم چرا در مسجد مثل یک زندانی دلم برای بیرون رفتن کباب است. دوستان بسیج و سواد رسانه ای مسجد،افسران جنگ نرم و جهاد تبیین! شما را به خدا این نوجوان‌ها و جوان‌های انقلابی همیشه در صحنه را، آن‌قدر تحت فشار قرار ندهید، نخواهید که یک هفته ای هرچه بصیرت هست به عزیزان تزریق شود. من که در پایان این جلسات فشرده، مثل آن زندانی حبس ابدی هستم که برایش عفو رهبری آمده!! تا این حد ذوق مرگ می‌شوم... 🔹 فکر می کنم بعد از بوی گناه، هیچ بویی بدتر از بوی دهان و عرق و جوراب بشریت در این دنیا وجود ندارد. از نمازگزاران محترم،خواهش می‌شود در کنار طهارت باطنی، به آراستگی و نظافت ظاهری توجه ویژه بفرمایند. ادامه دارد.... 🆔@Labkhandghalam
دردم به جان رسید و طبیبم پدید نیست! دارو فروش خسته دلان را دکان کجاست؟ 🆔@Labkhandghalam
📍 در حاشیه دیدار حضرت آقا با جمعی از بانوان😍😁 🆔@Labkhandghalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
@RadioMaVaباید سلیمانی شویم.mp3
زمان: حجم: 7M
5⃣4⃣ 🎧 باید سلیمانی شویم... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📻 ┄┅❊👇❊┅┄ @RadioMaVa ┄┅❈💠❈┅┄ 🆔@Labkhandghalam
🔴فصل‌الخطاب و اتمام‌حجت رهبری درباره هرگونه مسامحه و عقب‌نشینی در مسئله‌ی حجاب ⏪رهبرمعظم‌انقلاب: "حجاب یک ضرورت شرعی است. شریعت است. یعنی هیچ تردیدی در وجوب حجاب وجود ندارد این را همه باید بدانند. اینکه حالا خدشه و شبهه کنند که آیا حجاب هست؟ لازم است؟ هیچ جای خدشه و شبهه ندارد. یک واجب شرعی است که باید رعایت بشود. منتها آن کسانی که حجاب را به طور کامل رعایت نمیکنند اینها را نباید متهم کرد به بی‌دینی و ضدانقلابی" ۱۴۰۱/۱۰/۱۴ 🆔@MEKHamenei
گام‌هایی به سوی طنزنویسی ۳ ✍ هادی حمیدی به کوشش انجمن آفرينش‌های ادبی و هنری لبخند قلم _______________ واقعیت و حقیقت محض! جورج برنارد شاو، نمایش‌نامه‌نویس، منتقد ادبی، فعّال‌سیاسیِ ایرلندی‌تبار که ۶۰ نمایشنامه از خود به جای گذاشت،در آثارش تلفیقی از طنز معاصر و تمثیل تاریخی استفاده می کرد و به شدت هم گیاه‌خوار بود! او در جایی گفته وقتی من می‌خواهم لطیفه بگویم واقعیت را می‌گویم بی کم و کاست؛ چون چیزی خنده‌دارتر از واقعیت نیست! در بسیاری از موارد هیچ دخل و تصرفی نکنید اجازه دهید شخصیت اثر رک و بی پروا حرفهایش را بزند هرچند خوش‌آیند نباشد. هجو نیز تکنیک جالبی است به شرطی که زیاده‌روی نکنید. جاناتان سویفت پدر هجونویسان نوین بود. وی در آثار انتقادی‌اش مثل قصه لگن، نبرد کتاب‌ها و سفرهای گالیور ریاکاری‌ها و تعصبات زمان خود را به ریشخند گرفت. سویفت برای طنزنویسی‌اش از فن بسیار ساده‌ای استفاده می‌کرد که این فن را هنوز هم به همان خوبی قرن هجدهم می‌توان به کار گرفت. او چیزی را به عنوان هدف هجو در نظر می‌گرفت، سپس استعاره‌ای خیالی خلق و بعد در همه‌چیز اغراق می‌کرد؛ مثلاً هنگام نوشتن سفرهای گالیور... اغراق کن در حدی که در آن غرق شوی! فقط نگو نشان بده می‌دانید چارلز دیکنز چگونه در رمان سرود کریسمس، آقای اسکروج را معرفی می‌کند؟! در نوع خودش شاهکاری است گرانبها. "آه، اسکروج مثل مشتی بسته بر سنگ آسیاب بود. پیرمردی ناخن‌خشک، ماتم‌زده، زجرآور، مال‌پرست، تندخو، حریص و معصیت‌کاری طماع بود. مثل سنگ چخماق تیز و سخت بود، اما هرگز با کمک فولاد، آتش گرمابخشی را روشن نکرده بود. مرموز و تودار و همچون صدفِ دریایی تنها بود". طنزنویسانی که شخصیت‌‌پرداز و تصویر‌ساز قابلی باشند ماندگارترین و آثارشان خواندنی‌تر. فکر می‌کنید این نوشته‌های من چه چیزی داشت که شما را متقاعد کرد تا آخر یادداشت آن را بخوانید یا احیانا علاقمند هستید بیشتر برایتان بنویسم؟! خب حالا دست به‌کار شوید چند سطری بنویسید حتی اگر به درد سطل آشغال بخورد.بعد از مدتی خواهید دید که چقدر پیشرفت کرده و طنازتر و نویساتر شده اید... ادامه دارد... 🆔@Labkhandghalam
خودت گفتی جدایی حق ندارد بین ما باشد کجایی تا ببینی که جدایی هم شکر خورده نمی دانم کجا باید بیفتم از نفس دیگر درختی را تجسّم کن که از هر سو تبر خورده غم انگیزم، دلم چون کودکی ناشی ست در بازی که از لبخندهای تلخ استهزاء سر خورده شبیه پوشه ای در دست مردی گیج و مبهوتم به خاک افتاده ام، در راه او بر صد نفر خورده هوایم بی تو همچون حال ورزشکار دلخونی ست که در دیدار پایانی به اسرائیل بر خورده 🆔@Labkhandghalam