لااُبالی | La'Obali
سخت نازک گشت جانم از لطافت های عشق؛ دل نخواهم جان نخواهم آن من کو آن من | @LaoObali -مولانا
دعای جانم اینست که جان فدای تو باد
وگر زنند همه بر سر دعاگو سنگ ...
| @LaoObali
-مولانا
لااُبالی | La'Obali
در چشم دیگران مَنشین در کنار من ، ما را در این مقایسه بی آبرو مکن ♥️[: | @LaoObali . -فاضلنظری
موج با تجربهی صخره به دریا برگشت ؛
کمترین فایدهی عشق ، پشیمانی ماست !
| @LaoObali .
-
فاضلنظری
لااُبالی | La'Obali
[ ذرهایم اما پر است از ما جهان اعتبار ؛ ]
[ رفتی و خیالت ، زمانی را نمیکند رها مرا .. ]
لااُبالی | La'Obali
دعای جانم اینست که جان فدای تو باد وگر زنند همه بر سر دعاگو سنگ ... | @LaoObali -مولانا
سیر نمی شوم زِ تو ، ای مَه جان فَزای من ،
جُور مکن ، جفا مکن ، نیست جفا سزای من .
| @LaoObali .
-مولانا
لااُبالی | La'Obali
و آغوشت اندک جایی برای زیستن اندک جایی برای مردن .. | @LaoObali -شاملو
در فراسوی مرزهای تنام ،
تو را دوست میدارم .
| @LaoObali .
-شاملو
"چیزی نیست"
عبارتیست که آن را میگوییم ؛
وقتی که درونمان ، لبریز از همه چیز است 🧏🏿♀ (:
-محمود درویش
لااُبالی | La'Obali
-
درِ خونهی عمو اینا کلی شیشه رنگیرنگی داشت. بچه که بودم دستامو قاب میکردم و صورتمو تو پنجره های کوچیکِ در فرو میکردم.
میدونستم هیچی نمیشه، اما هر بار دلم میخواست یه دنیای جدید ببینم یا دست کم یه تفاوت با دنیای واقعی داشته باشه. که بعد این رازو پیش خودم نگه دارم که من یه در جادویی پیدا کردم!
شیشهی زرد از همشون قشنگ تر بود. سبز دنیای خلوتی داشت، همهی حیاط رو از اون همه درخت میوه رو خالی نشون میداد. هیچ وقت از قرمز خوشم نیومد. فقط گلای قرمز شمعدونی رو کمرنگ میکرد و چکمههای قرمز من رو از کنار پله برمیداشت. با خودم میگفتم شاید لازم داشته!
قدم به آبی نمیرسید. حتی وقتی بزرگ شدم هم نمیخواستم از پنجره آبی حیاط رو نگاه کنم. اگه در آبی رو لازم داشته باشه، چطور توضیح میدادم که نمیتونه درو برداره؟
- @LaoObali