فکر کنم سال ٩۶ یا ٩٧ بود ،
روز ولادت حضرت معصومه (س)
رفته بودم جشن،
دلم شکست، گفتم خانمجان! من
تاحالا روز تولد برادرتون مشهد نبودم
میشه به برادرجانتون سفارشِ ما رو
بکنید بطلبن تولدشون مشهد
باشیم؟ :)
داشتن گل میریختن روی سر مهمونها..
گفتم اگر یکی از این گلها بیفته بغلم
میفهمم حرفمو شنیدی و دعام ،
مستجاب شده !
هنوز چند دقیقه هم از این حرفها
نگذشته بود که یه غنچهٔ صورتی،
افتاد روی لباسم :)))
آخرِ این قصیه اینطوری شد که
چند روز بعدش به پدرم یه ماموریتِ
یک هفتهای دادن مشهد!
از چند روز قبل از ولادت امام رضا
تا چند روز بعد از ولادت امام رضا :)
و من روز تولد آقا مشهد بودم...
حالا میخوام بگم،
خیلی دلتنگم، خیلی دلآشوبم و
همهٔ وجودم، سراسر نیازه به بارگاهِ
شما...
که بازم نگاهم کنی، که زودتر دعوتم
کنی :)💔✨
#امام_رضا #دهه_کرامت #یادداشت
@Laylati
از زیباترین حسها برای یک طراح
اینه که پوسترت رو تو چند تا کانال
ببینی :) ✨
#یادواره_شهدا
@Laylati