شاید بگید چرا کرج رای ندادی؟
من هنوز کرج رو به عنوان وطنم به رسمیت نمیشناسم 😭😂
+ هنوز برای رای دادن مرددی؟
- در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست :)
@Laylati
چرا آقاتهرانی بله، قالیباف نه؟
توی مجلس یکی از اتفاقاتی که بعضا میفته اینه که بعضی از نمایندهها از حواشی رسانهای استفاده میکنن برای اینکه نشون بدن عضو فعالی توی مجلس بودن؛
خیلی از ویدئوهایی که از دعوا درگیری ها و صحبتهای مجلس منتشر میشه توسط خود نمایندهاست تا توی انتخابات بعدی رای جمع کنه.
آقاتهرانی یه چهرهی اخلاقی به دور از داد و قالهای رسانهایه
نگاه به ایشون باید صحیح و به جا باشه، همونطور که نمیشه یه اقتصاد دان رو جای یک مجتهد نشوند، برعکسش هم ممکن نیست؛
ایشون یک چهرهی فرهنگی درون مجلسه، به عبارت دقیق تر بخوام بگم
ایشون به لحاظ موقعیت اجتهادشون، به نوعی لنگر اسلامی بودن مجلس میتونن باشن؛
در کنار این موضوع، چهرهی قابل قبولی برای جبهه پایداری هستن و عامل اتصال اون جریان با مجلس،
و برای جریان پایداری مثل مرادی هستن که چشم خیلی ها به ایشونه.
پس دوری کردن یک فرد از حواشی رسانهای، نباید مارو به اشتباه دچار کنه،
حقیقت، فقط همینی نیست که توی رسانه ها به ما نشون میدن.
و اما قالیباف، من بهش رای ندادم،
و حتی اگر رای بیاره، خوشحالم که بهش رای ندادم؛ مهم ترین دلیلم معیارهای رهبری بود،
ایشون در هر ۴ مورد از معیارهایی که رهبری فرمودن، اگر نگیم لنگ میزنن، حداقل ابهام عملکرد دارن.
اگر فقط بخوام به یه مورد اشاره کنم، به نظرم حرف حاج آقای پناهیان صحیح بود که گفتن این رای مردم مسئولیت بزرگی روی شونه مسئولین میذاره و اگر می بینی نمیتونی خانواده ات رو از زندگی در خارج از کشور دور نگه داری تا دیر نشده انصراف بده.
اما آقای قالیباف چی گفتن؟ هیچ توضیحی ندادن، فقط یک جمله گفتن که مگه خارج رفتن گناهه؟
خارج رفتن گناه نیست؛ تو باید ببینی کجای جمهوری اسلامی وایسادی.
لَـیْــلَـةی" 🇮🇷
-
مدتهاست که روزهایمان میگذرد در غمهای پیدرپیو مدام..
انگار، سرنوشتمان را به غم گرهزدهاند و بر قلبمان حک کردهاند:
منالازل، الیالابد، این دل، داغدار است و عزادار...
مدتهاست که سنگینیِ بغضِ سنگدل را بهجان خریدهایمو
دلآشوبههای گاهوبیگاه را بر جان نشاندهایمو
دست از خود شُستهایم و به انتظار نشستهایم؛ بهانتظار یک نگاه!
بهانتظار یک نگاه که خیرهبر ماستو
ما، چَشمپوشاندهاز او...!
-ما همانیم که شکستهایم؛ بارها و بارها..
و ماندهایم زیر دستو پای نامردیِ نامردمان!
گاهی دلمان را شکستند و گاهی دلمان شکست از دلشکستگیدیگران...!
گاهی فریاد زدهایم و گاهی سکوت کردهایم به حکمِ مصلحت!-
ما همانیم که روزهای پیدر پی نشستهایمو نوشتهایمو بغضکردهایمو اشکریختهایمو نفسنفسزدهایمو نگاهکردهایمو نگاه... به منتهاالیهِ رویاهایمان...
و ما را همان اندوهی گوشهگیر کرد، که نتوانستیم به زبانش آوریم.
'مارا همان اندوهی کشت، که با هيچکس نگفتیم'
و زیر هجوم بیپایان درد، زخمخوردهایمو دست به دیوار گرفتهایم و قامت خمیدهکردهایم
اما از پاینیفتادهایمو در تیربارانِ بیامانِ رنج، دست به شمشیرِ صبر بردهایمو باوجود زخمهای عمیق، جنگیدهایم.
مدتهاست چشمانتظاریم؛
چشم انتظار یکلبخندِ رضایت، یک عِنایت...
والسلام.
00:01، 29/11/1400
00:49، 15/12/1402
@Laylati