https://eitaa.com/Lest_wrong/13075
وای منم
هر کدومشون به بخشی از من بودن که نمیتونستم ابرازشون کنم
یا احساسات گمشدهای که نیاز داشتن دیده بشن و یکم یه نفر بهشون پر و بال بده یه چنل عاشقانه یه چنل غمگین یه چنل شعر هرکدوم یه چیزی و اینطوری بود که هرکسی اینارو میدید اصلا باورش نمیشد که این منم
چون این من رو هیچوقت نشون ندادم
چون همیشه پنهان بوده و حالا واقعا نیاز داشته که دیده بشه
ولی من حس میکنم دیگه نمیتونم به بعضی از این احساسات و من ها پر و بال بدم چون ممکنه خود اصلیم گم بشم نمیدونم
.
وای داداش وای
خیلی میفهمم. یلحظه
اشتباه.
و میدونی من توی همشون همه جور بودم.
مثلا فکر کن پنج تا چنل مختلف، توی هرکدوم پنج حالت مختلف.
https://eitaa.com/Lest_wrong/13087
من یمدت داشتم اینجوری میشدم خیلی دوست داشتم احساساتم رو بروز بدم چون تو دنیای واقعی رفیقی ندارم خیلی غذابه که با کسی حرف نزنی و خوش نگذرونی
یمدت با رفیق مجازیم حرف میزدیم بعدا فهمیدم که حتی تو مجازی هم کسی بهم اهمیت نمیده و مهم نیست
دیگه خودمم و احساسات خودم
.
خیلی جالبه چون تا خودت اهمیت ندی هیچکس قرار نیست اهمیت بده. خودت اهمیت دادی؟