هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
مسافرم بوی عطر شنل و کباب چنجه میداد. موقع صحبت با تلفن، انگار چیزی لای دندونهاش باشه، حرف میزد. موقع سوار شدن فقط سلام کرد. تمام مسیر به بازارهای مالی و دلار و کارچاقکنی مشغول بود. نصف تماسهاش رو هم بدون خداحافظی تموم کرد. بین تماسهاش دو تا خانوم بهش زنگ زدن. با یه خانوم خیلی سرد برخورد کرد و غر زد که چرا باید انقدر زود به زود مهمونی بگیره. خانومه از پشت تلفن بوی گل یاس میداد. مرد باهاش خشن حرف میزد، ۸ ثانیه توی آینه دیدمش، شبیه قیافهی شِرِک شده بود. خانوم دوم که یک ربع بعد زنگ زد، صدای مرد شد شبیه صدای گربهی شِرِک، از تو آینه ندیدم ولی مطمئنم که چشمهاش هم همونشکلی بود. زن از پشت گوشی بوی تندِ عطر و عرق میداد.
موقع پیادهشدن مرد نگفت «ممنون همینجا پیاده میشم» یا «بیزحمت اونجا نگهدارید» یا «خستهنباشید جلوی اون در، لطف کنید». فقط گفت «وایسا»، بدون خداحافظی. موقع پیادهشدن بوی مُردار میداد. بوی همون گوسفندی که خورده بود. بوی قطعهی اَمواتِ جدید..
@ir_tavabin
هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
چرا درباره حکم قوه قضائیه درباره آرمان علیوردی نظر نمیدی؟
چرا درباره مذاکرات نظر نمیدی؟
چرا درباره فلان چیز نظر نمیدی؟
راستش رو بگم؟
چون دیگه تحمل ندارم.
چون کم تو این سه چهارماه از جماعت حزباللهی فحش نشنیدم! چون بعضیهاتون ذرهای جنبهی نظر مخالف رو نداريد! ادب و اینا که به کنار.
چون بعضیهاتون به شدت خالهزنک هستید! چون ندیده رو دیده میکنید! نشنیده رو شنیده!
چون خستهم کردید..
شدیم مثل کسی که داره با دشمن تنبهتن میجنگه ولی از لشگر خودی یه خنجر میزنن تو پهلوش.. دقیقاً همین حال رو دارم! خلاص.
هدایت شده از رواننشناس.
داداش واقعا ۱۰ نفر ساعت دوی شب دارید مزخرفات منو سین میزنید؟
بخوابید دیگه
یه فحش راحت آدم نمیتونه بده جلوی ۷۰ نفر معذب میشه
اشتباه.
داداش واقعا ۱۰ نفر ساعت دوی شب دارید مزخرفات منو سین میزنید؟ بخوابید دیگه یه فحش راحت آدم نمیتونه
وضعیت بعد از باز شدن سین: