هدایت شده از موسسهکارآگاهیبلانت
به امام زمان عرض کردم: آن مصیبتی که برای آن به جای اشک، خون میگریید، کدام مصیبت است؟ آیا مصیبت حضرت علی اکبر است؟
فرمودند: نه، اگر علی اکبر زنده بود، او هم در این مصیبت خون گریه میکرد.
گفتم: آیا مقصود شما مصیبت حضرت عباس است؟
فرمودند: نه، بلکه اگر عباس هم در قید حیات بود، او نیز در این مصیبت خون گریه میکرد.
گفتم: لابد مصیبت حضرت سیدالشهدا است؟
فرمودند: نه، حضرت سیدالشهدا هم اگر در حیات بودند در این مصیبت خون گریه میکردند.
پرسیدم: پس آن کدام مصیبت است؟
فرمودند: آن مصیبت اسیری حضرت زینب است.
امام مهدی و بانوان حریم ولایت
اشتباه.
به امام زمان عرض کردم: آن مصیبتی که برای آن به جای اشک، خون میگریید، کدام مصیبت است؟ آیا مصیبت حضرت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان، وین راه بینهایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بیجرم و بیجنایت
اشتباه.
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار از این بیابان، وین راه بینهایت در زلف چون کمندش ای دل مپیچ
یکی از اولین شعرای حافظ بود که خوندم. عجب شاهکاری، عجب شاهکاری.
میدونید بچها من و ریحانه شبها میریم مهدِ بچهایی که ماماناشون روضهان و از اونا مواظبت میکنیم.
امشب ریحانه گفت من برم، اون دیر تر میاد. من که رفتم، با همه بچها سلام کردیم و اینا، بعدش چهارتاشون اومدن ازم سراغ ریحانه رو گرفتن. گفتم میاد، یکم دیرتر. اونام رفتن. بعد از چند دقیقه یکی دیگه از بچها اومد بهم گفت یکم شبیه خواهرت باش. یه لحظه تعجب کردم. گفتم چی؟ گفت خوشاخلاق.
هدایت شده از "هُرم آتشین خیال"
نمیدانم عزیزم، من ناامید نیستم، شاید که فقط زندگی از چشمانم رخت بربسته است، شاید که شدهام همچو روبهی فریبکار که پنیر زاغکی را بر دهان میبرد، شاید که من فقط در رویای خویش سردرگم، و پریشان، و بسیار مضمحل به دنبال هرآنچه که در مدفنِ ناپیداییِ وَهم دفن شده است میگردم، و آنچه که من در آن دوردستهای پر از انتظار نمیبینم، فراتر است از آنچه توانم در به تصویر کشیدن و ایجاد لبخندی برای صُورِ وجودیش کمکحال باشم.
شاید که زاغکِ سفید پنیر را پس گرفته و زندگی مرا همراه آن در عمقِ درههای پر رمز و راز پرت کرده است.
خیلی جالبه. من اینجا یه پست میذارم که بعد پاک کنم، بعد یکی فور میزنه کانالش. بعد شرمنده میشم. و دیگه پاک نمیکنم.