اشتباه.
تو را هوای به آغوش من رسیدن نیست وگرنه فاصله ما هنوز یک قدم است...
مپرس شادی من حاصل از كدام غم است
كه پشت پرده عالم هزار زیر و بم است
زیان اگر همه سود آدم از دنیا ست
جدال خلق چرا بر سر زیاد و كم است
اگر به ملك رسیدی جفا مكن به كسی
كه آنچه كاخ تو را خاك می كند ستم است
خبر نداشتن از حال من بهانه تو ست
بهانه همه ظالمان شبیه هم است
كسی بدون تو باور نكرده است مرا
كه با تو نسبت من چون دروغ با قسم است
تو را هوای به آغوش من رسیدن نیست
وگرنه فاصله ما هنوز یك قدم است
- فاضل نظری
اشتباه.
مپرس شادی من حاصل از كدام غم است كه پشت پرده عالم هزار زیر و بم است زیان اگر همه سود آدم از دنیا
تنهاییم را با تو قسمت میکنم...
اشتباه.
مپرس شادی من حاصل از كدام غم است كه پشت پرده عالم هزار زیر و بم است زیان اگر همه سود آدم از دنیا
بهانه همه ظالمان شبیه هم است =)
هدایت شده از موسسهکارآگاهیبلانت
شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید
شب را چه کنم؟ حدیث ما بود دراز
هدایت شده از زوربای یونانی.
آنچه میخواستم، نداشتم؛ و آنچه داشتم، نخواستم. با اینهمه، رنجهای جهان چنان بود که مجال ناشکری نداشتیم. آرامش خواستیم، لرزه بر جانِ هستیمان افتاد. قطرهای خواستیم، سیل آمد و خانمان برانداخت. دنیا را شوخی گرفتیم، حیرت بر ما تاخت. عمق را ندیدیم، و زندگی تهی شد. گذشت و گذشت تا آنهمه غوغا در ما نشست. آنگاه دریافتم که درد و حیرت، راه رسیدن به عمقاند. گویی زندگی حقیقی زادهٔ همین آشوب است؛ که هیچ آغاز پرباری، بیدریغ از درد و حیرت، قد نمیکشد. چون به عمق رسی، آنجا که درد و حیرت در هم میآمیزند،"بودن" آغاز میشود.
«و همیشه زیبایی در درد و حیرت بود»
اشتباه.
این عادلانه نیست، ولی من ناشکری نمیکنم.
حرفی برای گفتن وجود نداره. کلمات نمیتونن احساسات من رو منتقل کنن.