ریحانه تخت بالا میخوابید منم تخت پایین. بعد بعضی وقتا باهم صحبت میکردیم. بعد شب بخیر میگفتیم و میخوابیدیم. اما بعضی شبا من فقط میگفتم شب بخیر، ولی خوابم نمیبرد.
بیشتر شب هایی که ریحانه میگفت شب بخیر و من هنوز خوابم نمیبرد، بعد چند دقیقه ریحانه رو صدا میزدم. میگفتم ریحانه؟ جوابی نمیومد. خسته تر از اون بودم که بلند شم نگاه کنم خوابه یا بیدار. بخاطر همین دوباره آروم صداش میزدم. دوباره جوابی نمیومد. میگفتم ریحانه بخدا حلالت نمیکنم بیدار باشی جوابمو ندی. بازم صدایی نمیومد.
و میدونید بعدش چیکار میکردم؟ هر چیزی که توی ذهنم بود رو میگفتم. از همه چیز. میگفتم من امروز ناهار زیاد خوردم دلم درد گرفت. میگفتم از وحدانی بدم میاد. میگفتم ببخشید امروز ناراحتت کردم. میگفتم به نظرت مامان الان بیداره؟ میگفتم و میگفتم و میگفتم. آخرش همیشه ناراحت بودم. آخرش همیشه به این نتیجه میرسیدم چقدر دختر بدیم. به این نتیجه میرسیدم که چرا همیشه تو رو ناراحت میکنم؟ همیشه انقدر حرف میزدم تا خوابم ببره.
آقا دروغ میگن به هر چی فکر کنی خواب میبینی.
.
صددرصد دروغ میگن
من خیلی امتحان کردم و میتونم بگم یه بارم این اتفاق نیوفتاده. تو اون چیزی رو خواب میبینی که ناخودآگاهت ازش پر شده و میخواد بریزتش بیرون، ولی نمیتونه.
اشتباه.
آقا دروغ میگن به هر چی فکر کنی خواب میبینی. . صددرصد دروغ میگن من خیلی امتحان کردم و میتونم بگم ی
مثلا من از خواب شلوار پشمی قهوه ای که نگرانم چرا توی سفر مشهد زیر شلوار اصلیم نپوشیدم خواب میبینم تا اون.
البته میگن دوتا خواب هست که تعبیر نداره و اونارو جدی نگیرین
خوابهایی که توش "خون" میبینین و خوابهایی که بعد از طلوع آفتاب میبینین.
اشتباه.
آقا دروغ میگن به هر چی فکر کنی خواب میبینی. . صددرصد دروغ میگن من خیلی امتحان کردم و میتونم بگم ی
تو ده تا کلمه گفتب من ده صفحه جواب دادم