هدایت شده از اجتماع سر رسید هایم
پدر بزرگ میگفت در عالم خواب، کفش به معنای تعلقات دنیایی تعبیر میشود. برای همین همیشه کفش هایش را به کفشداری میسپرد. مهره ای که شماره کفش هایش روی آن بود هم میداد به ما تا بازی کنیم. گاهی با آن مهره ها بازی میکردیم، گاهی مهر های حرم را روی هم می چیدیم و گاهی زیارت نامه خواندن پدربزرگ را با کنجکاوی نگاه میکردیم.
حالا که بزرگ شدم و بدون او می آیم، مزه آن زیارت کودکانه هنوز زیر زبانم هست. ممنونم از شما
اشتباه.
منم همینطور سید علی، گاهی دلم از همه چی واهمه داره.
منم همینطور سید علی، حالم پریشونه مثل موهام.