اشتباه.
حس میکنم اونموقع بدست بابام کشته میشم
بهتر از کشته شدن به دست یک غریبه ناشناسه
هدایت شده از سجاد محب علی
سجاد محبعلی
نیاز به تصحیح دارد ممنونم می شوم راهنمایی کنید.
(غزل 32 آشوب)
چو آشوبی شده دنیا دلِ دیوانه ی ما را
فراموشی شده رخنه به اصل و چاره ا ی ما را
شده پرده به چشم ما نمی بینیم اهورایی
به روح و جان شده غالب شبِ آدینه ای ما را
وجود ما شده امیالِ دنیایی همه ناباوری بر دل
شده عالم پر از فریاد زِ مرگِ بدشگون ما را
من از آن خودستایی ها که شیطان کرد دانستم
که انسان را فرود آرد زِ جنت قبل ماوا را
چو بنمودی رخ ماهت تو نقاشی عزل گم شد
زهی آن نور فانوسی همه شد سایه ای ما را
اگر ابلیس نیست درگه گنه بر ما ننهد کس
که بهر سجده کردن عیب نتوان کرد غافل را
اگر در سجده ی ربت تو را انصاف بستانند
چو یوسف دل ندادی روی خوش عشق زلیخا را
اگر چه برده ای بشکسته رسم کائن معبد
اگر ما بت پرست نیستیم چه حاجت غیر اعلی را