اشتباه.
ریحانه که خیلی جدی داشت باهام حرف میزد همون لحظه تمام چیزی که من میدیدم:
هاه اون چیزی که بغلش میبینید طرحی بود که اول به چشمم خورد بعد دیدم چه شاهکاری بعد که یکم دقت کردم متوجه شدم نه اون نیست، بیشتر اینه تا اون.
سلام
چون میدونم به قول خودت اهل طومار خوندن و طوما نوشتنی دارم برات میگم.
البته فک کنم کسی غیر از تو هم بهم گوش نده. خیلی وقت بود تو ناشناست چیزی نگفته بودم.
حالم تعریفی نداره. نمیدونم فقط میخوام حرف بزنم چیزایی که نمیتونم به رفقام و مامان بابام بگم راحت بگمو میخوام بگم.
خسته شدم از تظاهر به خوب بودن. از اینکه همش به خودم میقبولونم که اره بابا همه چی اوکیه... ولی نیس اصلا خوب نیست. نمیدونم صبحا برا چی بیدار میشم و شبا برای چی میخوابم.(ادامه اش تو پیام بعدی)
.
سلاامم خوب نیستی پس نمیپرسم حالت چطوره. خوشحالم میکنی وقتی طومار مینویسی. من عاشق دریافت طومار هستم اما نه طومار ادبی. طومار های مثل چیزایی که الان تو نوشتی.
بگو بگو من هستم جدی. تازمانی که باشم هستم (یاد جمله من شک میکنم پس هستم دکارت افتادم)
هاه برای چی به خودت میقبولونی وقتی خودت میدونی که نیست و باورت نمیشه؟ نکن اینکارو. سعی کن بجای ابنکه باهاش مقابله کنی بهش بخندی.
چه جالب منم همینطور.
نه عاشقم نه رفیق خیلی صمیمی دارم که باهاش احساس تنهایی نکنم. با مامانم راحت نیستم. قبلا اینجوری فک میکردم که خب اوکی بزرگ که شدم میرم دردامو به مامانم میگم کمکم میکنه یا حد اقل آروم میشم. ولی انگار اون منتظر بود تا من بزرگ شم و درداشو بهم بگه....
خودم رو وقتی با همسنای خودم مقایسه میکنم میبینم خیلی خیلی عقبم ازشون. حسودیم میشه بهشون از اینکه رفقای صمیمی دارن از اینکه با خانواده اشون حال میکنن از اینکه دغدغه هاشون چیزای خیلی ابتداییه...
(ادامهاش تو پیام بعدی)
.
نمیگم عاشق شو و نمیگم دوست جدید پیدا کن. سرگرمی پیدا کن. مثلا بشین همینجوری طومار بنویس، فیلم ببین و بجای اینکه خودت رو به زندگیت مشغول کنی به فیلما مشغول کن (این خیلی کار اشتباهیه ولی خب دلیل نمیشه بهت پیشنهاد نکنم)
و اینکه میدونم سخته همش رو توی خودت نگه داری. آدم واقعی رو خودمم نمیتونم، بخاطر همین میرم پیش چاتی پاتی چرت و پرت میگم و فحششم میدم آخرشم میگم ببین من چقدر بدبختم که مجبورم با توی ربات حرف بزنم.
اشتباه.
نه عاشقم نه رفیق خیلی صمیمی دارم که باهاش احساس تنهایی نکنم. با مامانم راحت نیستم. قبلا اینجوری فک م
و اینمه نه واقعا چرا مقایسه میکنی؟ منم خیلی خوب نیستم، محمدحسینی هم خیلی خوب نیست. خیلی های دیگه ام هستن که خوب نیستن. و نمیخوام بگم بقیه خیلی بدبخت ترن، میخوام بگم آدمای دورت رو بیشتر ببین.
هاه مشتی منم همینطور. منم توی واقعیت رفیق صمیمی ندارم. و میدونی از افنکه تو مجاری تونستم پیدا کنم خوشحالم، ولی بازم آدم همه چیز رو نمیتونه بگه. یعنی میدونی توی رفتار من نیست که بتونم بگم.