اشتباه.
خیلی ناراحت میشم وقتی یکی ازم میپرسه چند سالته و مجبورم بگم "دارم میرم نهم". نه. نمیخوام برم نهم. دو
آدما چجوری بزرگ شدن رو قبول میکنن؟ چجوری خوشحالن از اینکه بزرگ میشن؟ من بچه بودم میخواستم زودتر 10 سالمشه که آدم حسابم کنن، که سرمو شیره نمالن. اما الان هنوزم که هنوزه منو آدم حساب نمیکنن. کاش آرزو نمیکردم بزرگ شم. چی بود تو این بزرگ شدن؟ چرا دلم میخواست بزرگ شم؟ که چی؟
بس واقعا. نمیخوام برم تو جمع آدم بزرگا. من میخوام با بچهای کوچولو باز میکنم، با اونا بپر بپر کنم و نگران نباشم بقیه دربیارم چی فکر میکنن. من بچه ام هنوز.
وای من واقعا نمیخوام ماهی باشم بچها. جدی اگه بخوایم صحبت کنیم و کلیشه و این چرت و پرتا رو بذاریم کنار من نمیخوام ماهی شم.
نه واقعا من آدمی نیستم که بتونم از سر یه قضیه بگذرم. بنده واقعا یک i can't move on هستم.
"آره بابا من دیگه اصلا برام مهم نیست" و "دیگه برای من تموم شده رفته" و "مووآن کردم دیگه حرفشم نزن" و کوفت. درد و مرض.