eitaa logo
اشتباه.
378 دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
876 ویدیو
5 فایل
[ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_o2dsbx8&btn=اشتباهات ] - سرطان - فاجعه‌هایی که درون مغزم رخ میده و منِ توهمی فکر می‌کنم واقعی‌ان درصورتی که اصلا وجود ندارن، و اینجا بخش کوچیکی از اون فاجعه‌هاست. اگه کار خیلی واجبی بود: @StupidLiar
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شکارگاهِ Zed
این یه قانونِ نانوشته است که همه باید توی زندگی‌شون حداقل یک زهرا داشته باشند وگرنه زندگی‌شون خیلی کسل کننده و حوصله سر بر میشه حتی خودِ زهراها هم باید یه زهرا داشته باشند☝️
آره بابا جزو کارای روزانه‌امه
وای بچها یه چیزی رو جدی میگم خیلی خوشحالم که با اینکه عقب مونده ام هنوز اینجا عضوید و فکر کنم دوستم دارید. عاشقتونم جدی.
هدایت شده از کارخونه ی متروکه ☫
هدایت شده از اجتماع سر رسید هایم
من نمیدونم چرا اون شخص باید تو همه خواب هام باشه. تو هر خوابی یه نقشی داره. نقش اصلی، فرعی، گاهی تو جایی که هیچوقت ندیدم هم هست. گاهی تو خواب میشناسمش و گاهی نه ولی خیلی هست و نباید باشه اصلا
هدایت شده از بابای‌پونیو
داداش بزار خودمو و بکشم
خیلی رندوم یاد خیلی وقت پیشا افتادم
ریحانه تخت بالا می‌خوابید منم تخت پایین. بعد بعضی وقتا باهم صحبت میکردیم. بعد شب بخیر می‌گفتیم و میخوابیدیم. اما بعضی شبا من فقط میگفتم شب بخیر، ولی خوابم نمیبرد. بیشتر شب هایی که ریحانه میگفت شب بخیر و من هنوز خوابم نمی‌برد، بعد چند دقیقه ریحانه رو صدا میزدم. میگفتم ریحانه؟ جوابی نمیومد. خسته تر از اون بودم که بلند شم نگاه کنم خوابه یا بیدار. بخاطر همین دوباره آروم صداش میزدم. دوباره جوابی نمیومد. میگفتم ریحانه بخدا حلالت نمیکنم بیدار باشی جوابمو ندی. بازم صدایی نمیومد. و می‌دونید بعدش چیکار میکردم؟ هر چیزی که توی ذهنم بود رو میگفتم. از همه چیز. میگفتم من امروز ناهار زیاد خوردم دلم درد گرفت. میگفتم از وحدانی بدم میاد. میگفتم ببخشید امروز ناراحتت کردم. میگفتم به نظرت مامان الان بیداره؟ میگفتم و میگفتم و میگفتم. آخرش همیشه ناراحت بودم. آخرش همیشه به این نتیجه می‌رسیدم چقدر دختر بدیم. به این نتیجه می‌رسیدم که چرا همیشه تو رو ناراحت میکنم؟ همیشه انقدر حرف میزدم تا خوابم ببره.
هدایت شده از کارخونه ی متروکه ☫
من حتی برای هوش مصنوعی هم یک دلقک هستم