امروز هشتمای اتوبوس بهم میگفتن فلانی میشه امسال بیوفتی؟ حقیقتا اول نگرفتم منظورشون رو. ولی بعد فهمیدم میگن که سال دیگه ام تو اتوبوس باشم. حقیقتا شوکه شدم.
اشتباه.
میدونید بچها من و ریحانه شبها میریم مهدِ بچهایی که ماماناشون روضهان و از اونا مواظبت میکنیم. امشب
ولی هیچچیز حقیقت رو عوض نمیکنه ❌
اشتباه.
روابط من و برادرم برای واقعی:
بچها انقدر دیدمش میتونم همراهش بگم وای هربار رسما پاره میشم خیلی خوبه ولی (صبح قراره خواب بمونم) (فردا امتحان دارم (تازه دوتا) (یکیش زنگ اوله) )
اشتباه.
روابط من و برادرم برای واقعی:
نه ولی درست میگه فقط به یکم سایه زنی نیاز داره
هدایت شده از صندوقچه افکار
کاش میشد همه زحمتایی که برای به دنیا اومدنم و بزرگ شدنم تا الان کشیده شده رو جبران کنم همه هزینه هایی که برام شده رو جبران کنم و بعدش بمیرم و نابود شم اصن کار به برزخ و بهشت و جهنمم نکشه