و از نابینایی عجیب مردانی که از تغییرات درون خود آگاهند و بر دوستانشان تصویری یکسان و دائمی تحمیل میکنند ، حیران ماند .
بسیاری از انسانها به امید یک زندگی بهتر در ماورای این دنیا و در راه تفکر و هدفی والا که زندگی در این دنیا را بی ارزش میپندارند ، به زندگی خود خیانت میکنند .
هرگز از مرگ نهراسیدهام اگرچه دستانش از ابتذال شکنندهتر بود هراسِ من باری همه از مردن سرزمینیست که مزدِ گورکن از بهای آزادیِ آدمی افزون باشد .
جُستن ، یافتن ، و آنگاه به اختیار برگزیدن و از خویشتنِ خویش بارویی پیافکندن اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد حاشا ، حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم .
گویی در آستانهی پرتگاهی ایستادهایم که تهِ آن تنها سکوت است ؛ تماشای سقوط ، تنها حقیقتِ باقیمانده از این نمایشِ پوچ .