عجیب و غریب ، ناتوان از تنها بودن ، ناتوان از تنها نبودن آدم هر دو را میپذیرد، هر دو سودمند هستند !
هر چه مسن تر میشویم ، بیشتر درمییابیم که آدم تنها با کسانی میتواند زندگی کند که به او رهایی میبخشد .
آن وقت فهمیدم مردی که فقط یک روز زندگی کرده باشد میتواند بیهیچ رنجی ، صد سال در زندانی بماند . چون آنقدر خاطره خواهد داشت که کسل نشود. به یک معنی ، این هم خودش بردی بود .
مادرم اغلب میگفت که هیچ وقت کسی بدبخت تمام عیار نیست . در زندانم هنگامی که آسمان به خود رنگ میگرفت و روز نوی آهسته به سلولم میلغزید ، حرف او را تصدیق میکردم .