مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان انداختند و پانزده سال در آنجا نان مجانی خوردم ! این دیگر چه دنیایی است !؟
من فکر می کنم هیچ احساسی ، رهایی و آزادی بیشتری را به کسی نخواهد داد ، زمانی که جرأت کنی در زندگی مانند یک اتومبیل بچرخی و دور بزنی .
اگر تو ثروتمند باشی ، سرما یک نوع تفریح می شود تا پالتو پوست بخری ، خودت را گرم کنی و به اسکی بروی ... اگر فقیر باشی برعکس ، سرما بدبختی می شود و آن وقت یاد می گیری که حتی از زیبایی یک منظره زیر برف متنفر باشی. کودک من ! تساوی فقط در آن جایی که تو هستی وجود دارد مثل آزادی . ما تنها توی رَحِم مادر برابر هستیم .
آنجایی که باد نمی وزد آدم ها دو دسته می شوند ؛ آنهایی که بادبادکشان را جمع می کنند و آنهایی که می دوند که بادبادکشان بالا بماند .
چه بسیار آدمیان نادانى که مهربانى شایستگان را بر نمی تابند آنها در نهایت یا به بردگی تیزدندانان گرفتار آیند و یا چهره زشت تنهایی را آشکارا ببینند .