غیر از کتاب خواندن دیگر هیچ پناهی نداشتم ، چیز دیگری نبود که احترامم را به محیط اطراف برانگیزد و حتی اندکی توجهم را جلب کند !
از کسانی که بدبختی دیگران را دیده و بر روزگار خویش شکر میکنند، حالم به هم میخورد !
مرتکب جنایت شدند ، عدل و داد را اختراع کردند و برای حفظ عدل و داد کتاب های قطور قانون را نوشتند و برای اجرای این قوانین گیوتین به پا کردند .
انسان یک راز است ؛ باید فاش شود ، و اگر تمام عمر خود را صرف فاش کردن آن راز کردید، نگویید که وقت خود را تلف کرده اید . من در حال مطالعه بر روی آن راز هستم زیرا می خواهم یک انسان باشم !