میخواستم سعی کنم ، صمیمانه و تقریبآ با دلسوزی ، به او حالی کنم که تاکنون هرگز نتوانستهام حقیقتآ بر چیزی افسوس بخورم . من همیشه ، هرچه پیش آید خوش آید را در مدنظر داشتهام .
من از عشق ، جز مخلوطی و ملغمهای از خواهشها ، از عواطف و هشیاریها که مرا به موجودی وابسته میسازد ، درک نمیکنم !
این یکی از عقاید مادرم بود و آن را غالبآ تکرار میکرد که انسان بالاخره به همهچیز عادت میکند .
هیچ میدانید چرا همیشه نسبت به مُردهها باانصافتر و بخشندهتریم !؟ دلیلش ساده است ! به آنها تعهدی نداریم ، ما را آزاد میگذارند .
باور بفرمایید اشتباه ادیان از لحظهای شروع میشود که درس اخلاق را جایگزین احکام میکنند .
سیمای موفقیت اگر با قیافهای خاص به تماشا گذاشته شود، الاغجماعت را به خشم میآورد .
مطمئن باش که ما همه با آن مرحله از تاریخ میرسیم که همه حرف میزنند ؛ ولی هرگز جوابی دریافت نمیکنند !