احساس میکنم زندگیهای زیادی در من تمام شده است . به اندازه تولد و زیستنِ ده ها انسانِ ۹۰ ساله با گیسوان سفید ، از این زندگی چشیدهام !
کسی چه میداند در این لحظه که من با دلسردی کلمات را پشت سر هم میگذارم تو چه حال و روزی داری !؟
فقط بخواب ، بخواب !
تنها در خواب میتوان در میان ارواح نیکوکار بود؛ بیداری زیاد مرگ را به همراه میآورد .
موسیقی برای من چیزی است شبیه دریا بر من چیره میشود، مجذوبم میکند ، شیفتهام میکند . حتی در عین حال ترس در دلم مینشاند . از بیحدیاش واهمه دارم .