آدم ها همیشه خودشون باعث بی ارزش شدن خودشون میشن ؛
با جاهاییکه میرن ، با کارایی که میکنن ، با حرفایی که میزنن ..
و پس از سالها درد کشیدن به نتیجهای رسیدم ؛ انسان هرچیز را که نتواند درک کند ، مسخره میکند !
موسیقی برای من چیزی است شبیه دریا ؛ بر من چیره میشود ، مجذوبم میکند ، شیفتهام میکند . حتی در عین حال ترس در دلم مینشاند . از بیحدیاش واهمه دارم !
احساس میکنم زندگیهای زیادی در من تمام شده است . به اندازه تولد و زیستنِ ده ها انسانِ ۹۰ ساله با گیسوان سفید، از این زندگی چشیدهام ! دقیقا چنین احساسی دارم .
کسی چه میداند در این لحظه که من با دلسردی کلمات را پشت سر هم میگذارم تو چه حال و روزی داری !؟ فقط بخواب ، بخواب !
تنها در خواب میتوان در میان ارواح نیکوکار بود ؛ بیداری زیاد مرگ را به همراه میآورد.
ناتوانی ام مدام بیشتر می شود . ناتوانی در فکر کردن ، در دیدن ، تشخیص حقیقت اشیاء ، بیاد آوردن ، سهیم شدن در یک تجربه ؛ دارم مثل سنگ می شوم . این حقیقت دارد !