ما روزهایی را گذراندیم که اگر کتاب شود ،
آدم های بسیاری را به گریه می اندازد .
@Lifelines
از پیرمرد کتاب فروش پرسیدند :
چرا وقتی نیستی در کتابفروشی را نمیبندی؟
پاسخ داد : آنها که کتاب نمیخوانند کتاب نمیدزدند
و آنها که کتاب میخوانند دزدی نمیکنند..
@Lifelines
بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست..
@Lifelines
اشکهایش را پاک کرد و لبخند زد و
گفت: «احساس کسی را دارم که از یک ساختمان بلند سقوط کرده است و تمام استخوانهایش شکسته است، اما نمرده است، اما نمردهام!»
کیمیا رجبی
@Lifelines
چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم؛
ناگهان دل داد زد:دیوانه!
من میبینمش.
@Lifelines