eitaa logo
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷⁠*⁠.⁠✧
24 دنبال‌کننده
41 عکس
2 ویدیو
0 فایل
𝚆𝚎 𝚊𝚛𝚎 𝚠𝚛𝚒𝚝𝚎𝚛𝚜, 𝚠𝚎 𝚍𝚘𝚗'𝚝 𝚌𝚛𝚢. 𝚆𝚎 𝚋𝚕𝚎𝚎𝚍 𝚘𝚗 𝚙𝚊𝚙𝚎𝚛:) خودم اینجام: @Lilith_raining
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
.✦ چطوری حس وحشت و رازآلود رمان‌مون رو به خواننده منتقل کنیم؟
.✦ اول ستون اصلی رو مشخص کن. وحشت = حس تهدید، آسیب، یا ناشناخته‌ای که خواننده رو بی‌قرار میکنه. معمایی = سؤال‌ها و رازهایی که خواننده باید حل کنه. تاریخی = بافت زمان/مکان و جزئیات واقعی (لباس، ابزار، باورها، سیاست، فرهنگ). این سه‌تا رو که قاطی کنی، یعنی یک راز تاریخی که پشتش یک حقیقت هولناک یا موجود ناشناخته هست، توی داستان‌ت وجود داره. ۲. فضا (Setting) = ابزار شماره ۱ ترس توب ژانر تاریخی، لوکیشن خودش وحشت می‌سازه: عمارت‌های قدیمی، صومعه‌ها، زندان‌های متروکه، بیمارستان‌های تیمارستانی قرن ۱۸–۱۹ (my favourite one) وسایل واقعی: چراغ‌نفتی، قفل‌های آهنی، صداهای چوب و سنگ، کتاب‌های دست‌نویس. باورهای مردم اون دوره (جن، طلسم، روح، اعدام جادوگران) خود به خود ترس‌زا هستن میدونی (بین خودمون بمونه ولی یکم کلیشه شده) .✦ خواننده وقتی جزئیات رو لمس کنه (مثلاً بوی نم، صدای زنجیر، لمس پوست سرد دیوار سنگی) راحت‌تر خودش رو جای شخصیت‌ها می‌ذاره. ۳. تعلیق و معما = نخ داستان هر بار اطلاعات ناقص بده. یک ردپا، یک نامه‌ی نیمه‌سوخته، یک تاریخ حک‌شده روی دیوار. جواب‌ها رو تا وقتی لازم نیست نده؛ بذار خواننده خودش حدس بزنه. از دید محدود شخصیت بنویس؛ اون هم مثل خواننده ندونه با چی طرفه. ۴. ترس طبیعی بساز، نه مصنوعی ناشناخته = ترسناک‌تر از خون و جنازه. قبل از اینکه هیولا یا حقیقت رو رو کنی، سایه‌اش رو نشون بده: صدای پا، یک خراش روی دیوار، بوی تعفن. ترس روانی + جسمی: همزمان با خطر فیزیکی، ترس ذهنی شخصیت رو هم نشون بده. تپش قلب، عرق سرد، گم شدن زمان، خاطراتی که وسط ترس می‌زنند بالا. ریتم: پاراگراف‌های کوتاه و تند در لحظه‌های خطر، پاراگراف‌های بلندتر و توصیفی در سکوت قبل از طوفان. این بالا و پایین کردن ریتم خواننده رو داخل ترس می‌کشه. ۵. «واقعیت تاریخی» رو به وحشت وصل کن! از اتفاق‌های واقعی (طاعون، جنگ، محاکمه‌ی جادوگران، قتل‌های زنجیره‌ای قدیمی) الهام بگیر. اسناد، نقشه‌ها، یا روایت‌های جعلی ولی شبیه‌واقعیت بکار ببر تا حس کنه «این چیزا ممکنه واقعاً اتفاق افتاده باشه». ۶. شخصیت‌ها = آینه‌ی ترس خواننده شخصیتت باید «مثل خواننده» واکنش نشون بده؛ نه بی‌احساس، نه قهرمان کامل. ترس و تردیدش رو نشون بده: صدای لرزان، گلو خشک، رفتارهای غیرارادی. این باعث می‌شه خواننده ناخودآگاه همون حس‌ها رو تجربه کنه. ۷. تکنیک‌های کوچک که اثر وحشت رو دوچندان می‌کنه: حواس پنج‌گانه: صداهای مبهم، بوهای عجیب، لمس‌های غیرمنتظره. اشیای نمادین: کلید زنگ‌زده، عکس‌های قدیمی که یک‌هو تغییر می‌کنن، نامه‌های خون‌آلود. فاصله‌ی کوتاه تا حقیقت: هرچه شخصیت به جواب نزدیک‌تر بشه، فضا تنگ‌تر و خفه‌تر بشه. لوکیشن زنده: خونه/شهر/جنگل خودش شخصیت داشته باشه.
The sad look on your face when you stare into the paper and notice maybe you'll never become a famous writer is the worst thing ever :)
Girls don't want to be the best book seller, they want to be booktok popular writer.
.✦ فقدان ایده کاملا طبیعیه! مخصوصاً وقتی اکثر ایده ها نوشته شدن. (شایدم ذهن شما جستجوگر نیست) اما به هر حال چندتا جا که میتونید ازش ایده پیدا کنید: 1. آهنگ ها. 2. نقاشی ها و آثار هنری. 3. زندگی‌نامه. 4. اخبار و وقوع های مربوط به ژانرتون. 5. مکان های تاریخی.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷⁠*⁠.⁠✧
یکی‌تون پرسیده بودید جریان چیه؟ راستش اینا اپ هایی ان که بدک نیست به عنوان نویسنده داشته باشید.
بوک کاور= باهاش میتونی کاور و همون جلد کتابت رو بسازی.