𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
اه دیگه نمیکشم اسپویل میکنم🤣😭 قاتل یه هنرمند خیلی خفنه که یه زمانی داشته نقاشی هاشو تو یه گالری نعرو
و کاراگاه دوست پسر اونیه که گم شد_
این چهارتا دوتاشون داداشن و دوتا دیگشون دوتا دوستن که دخترن جفتشون
یکی از این داداشا (بزرگه)با دختره که اول گم میشه باهمن ولی اون یکی دختره از این داداشه خوشش میا_
بعد از دختر اولیه دختر دومیه گم میش_
ولی دختر دومیه سر همین رقابتای عشقی رومخ از دختر اولیه بدش میومده و حتی از مرگش خوشحال میشه و قاتله که اینو میفهمه بهش درخواست میده که یا میای و همکار من میشی یا تو رو هم میکشمت و خب نشون نمیده که قبول میکنه یا نه
تا اینکه اخر کتاب میفهمن دختره رفته طرف قاتله
دختر اولیه هم مرده ولی چون داداش بزرگه کاراگاه بوده میان و با پلیس و این حرفا دهنشونو سرویس میکنن و ارهخلاصه🥰🥰🥰🥰
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
(وای ناز) خب یعنی شخصیت اصلی که گم شده بود هم یکی از آثارش رو به نمایش گذاشته بود؟😭
اره😭
بنده خدا بعد از کلی تلاش این گالریه یه نقاشی هاشو قبول میکنه😭
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
و کاراگاه دوست پسر اونیه که گم شد_ این چهارتا دوتاشون داداشن و دوتا دیگشون دوتا دوستن که دخترن جفتشو
این قضیه که از دوتا دیدگاهه رو خیلی دوست دارم😭
یکی از دیدگاه چهارتا دوست حالا هرکدومشون و یکی هم از دیدگاه کاراگاه
ولی وقتی کاراگاهه واسه اون تیکه اوج اخرش داره میدوه و میره پیش داداشش که نزدیکه قاتله بکشدش یهو دوتا دیدگاه باهم قاطی میشه🥰
خیلی خر تو خر شد میدونم
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
این قضیه که از دوتا دیدگاهه رو خیلی دوست دارم😭 یکی از دیدگاه چهارتا دوست حالا هرکدومشون و یکی هم از
چیچیچی؟ نخیر تموم نشد. اول باید برام تک تک شخصیتا رو ظاهری توصیف کنی🧍🏻♀
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
چیچیچی؟ نخیر تموم نشد. اول باید برام تک تک شخصیتا رو ظاهری توصیف کنی🧍🏻♀
عوا ازشون عکس دارممممممم