eitaa logo
𝖫𝗂𝗅𝗂𝗎𝗆.
32 دنبال‌کننده
262 عکس
23 ویدیو
0 فایل
نبودی تا ببوسمت؛ اجالتاً می‌نویسمت. کپی؟ به هیچ‌وجه راضی نیستم.
مشاهده در ایتا
دانلود
مدتی بود که دیگر به آدم‌ها دل نمی‌بستم. حق داشتم. دنیای آدمیزادها زیادی تیره و بی‌رحم بود. گفتم دل نمی‌بستم؛ اما نه اینکه نتوانم، نمیخواستم. دیگر رمقی برایم نمانده بود که بخواهم دچار کسی شوم، اما ظاهراً این بار از دستم در رفته بود. چندسال از آخرین باری که دیدمش می‌گذشت؟ چقدر بزرگ شده بود. آنقدر بزرگ که تمام قلب کوچکم را احاطه کرده بود. در دلم آشوب بود. توان جنگ بین قلب و مغزم را نداشتم. هرگاه به او فکر می‌کردم، بغض مثل سنگ در گلویم گیر می‌کرد. دست خودم نبود، آنقدر قلبم شکننده شده بود که حتی با کوچکترین نسیمی به درد می‌آمد. مدتی بود که پروانه‌های درون شکمم دیگر قلقلکم نمی‌دادند. دیواره‌ی بطنی‌م را زخمی کرده بودند، آنقدر آرام و ظریف انجامش می‌دادند که از درد تفسیر شده‌ی توی ذهنم راجع‌به قضایا بدتر بود. سه تا از پروانه‌ها هم مرده بودند. جسدشان هنوز در شکمم است، دارند فاسد می‌شوند و من بال‌های تجزیه شده‌ی نازکشان را حس می‌کنم. چیزی تا از پا افتادنم نمانده. خلاصه که عزیز من؛ زندگی من همین‌طوری‌اش غمگین بود، کاش هیچوقت نمی‌دیدمت.
خدایا کاش هیچوقت این کارو نمی‌کردم.
خیر سرم باید یکم سنگین باشم.
این چه کاری بود.
سبحان‌الله.
دلم می‌خواد گریه کنم.
نباید منو با اون می‌دید.
وای وای وای وای وای.
خدایا، خواهش می‌کنم فکر بدی نکنه.
اصلا من راه خودمو می‌رفتم اون راه خودش به خدا من نمی‌خواستم برم.
دختره‌ی عبدالابادی خدا سوسکت کنه.
ازت نمی‌گذرم.