چشمانات آیا مىدانند
که بسی انتظار کشیدم
آنسان که پرندهاى به انتظار تابستان نشسته باشد؟
و به خواب رفتم…
آنسان که مهاجر بیارامد
چشمى مىخوابد، تا چشم دیگرى بیدار بماند..
تا دیر وقت
و براى آن یکی چشمام بگرید،
تا ماه بخوابد،
دو دلدادهایم ما
و مىدانیم که همآغوشى و بوس و کنار
قوتِ شبهاى غزل است.
محموددرویش
هدایت شده از * انتشـاراتِلیـمو ؛ 🍋
بچه ها،
خواستم بگم هرچی که اینجا میذارم با جون و دله.
دوست ندارم همینطوری کپی بشه (:
(مخصوصا از ولاگ ها و عکسایی که خودم گرفتم)
فیلم و عکس های دیگه رو حداقل بگین از کجا برداشتین[[:
*لینک هم نذاشتین طوری نیست دنبال ممبر و اینا نیستم اینجا دلیه ولی بگین از کجا برش داشتین اگه از اینجا برمیدارین
* انتشـاراتِلیـمو ؛ 🍋
نبخشید ، اما ... (:
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما دوست داریم.. خیلی دوست داریم ( : *