فقط امیدوارم کنکوری ها اون چیزی که میخوان نصیبشون بشه. دعا میکنم میکنم میکنم
بزززززرررررگترین خواستم از خدا اینه فقط حداقل خانوادم بشناسنم
حداقل فقط خانوادم
انتشارات ِ🍋 ؛ پرونده ادبی ِ«دربینشیارهایمغزم»
🪶 لقب ادبی
رهگذرِ نیمکتِ غروب
کسی که انگار بیشتر از آنکه دنبال مقصد باشد، به مسیر و فکرهایی که در طول آن از ذهنش عبور میکنند توجه دارد؛ آرام، خلوتدوست و کمی دور از هیاهوی آدمها.
📚 ژانر مناسب
ادبیات درونگرا | درامِ نوجوانانه | رئالیسم شاعرانه
داستانی دربارهی یک آدم معمولی با دنیایی نهچندان معمولی در سرش؛ پر از فکرهای پراکنده، لحظههای ساده، سکوت و چیزهایی که هیچوقت بلند گفته نمیشوند.
🖋 نقلقول
««بعضی روزها اتفاق خاصی نمیافتد؛ فقط آدم کمی بیشتر خودش را میشنود.»»
📖 اگر شخصیت یک رمان بود...
شخصیتی بود که عصرها روی نیمکت پارک مینشست، به رفتوآمد آدمها نگاه میکرد و در ذهن خودش برای هرکدام داستانی میساخت.
نه غمگین بود، نه خوشحال. فقط انگار همیشه چند قدم با دنیای اطرافش فاصله داشت.
و عجیب این بود که هرچه کمتر حرف میزد، درونش داستانهای بیشتری اتفاق میافتاد.
✒️ نویسندهای که احتمالاً با او جور درمیآمد
هرمان هسه
بهخاطر شخصیتهای درونگرا و جستوجوگرش و علاقهاش به تنهایی، خودشناسی و آدمهایی که بیشتر از دنیای بیرون، درگیر جهان درونی خودشان هستند. فضای آرام و کمی مرموز این چنل هم به چنین جهان ادبیای نزدیک است.