آدما موجودات عجیبین. از اتفاق نیوفتن بعضی چیزا مطمئنن اما امید دارن. میدونن طرف خوب نیست اما هزاران بار میبخشن. دلتنگ چیزا و جاها و کسایی میشن که بدترین اتفاق های زندگیشون رو رغم زدن. اگه ادم مورد علاقشون جایی که میرن نباشه اونجا حتی اگه بهترین جای دنیا هم باشه براشون حوصله سربره. وقتی خوشحالن خیلی گریه میکنن وقتی ناراحتن خیلی میخندن. در عین دوست داشتن همدیگه از همم متنفرن. یه کلمه ای دارن به نام عشق که هیچ حد و مرز و قانون و قائده مشخصی نداره و هرکسی برای خودش یه جور حد و مرز و تعریف میذاره
بعضی ادما تو زندگی هستن که کلا بودنشون مثل تراپیه. انگار اومدن فقط حس خوب بدن حتی وسط جیغ دعوا درگیری. اصلا فقط بدونی هست حتی از راه دور حتی از راه نزدیک مجازی حضوری حتی نتونی باهاش حرف بزنی فقط بدونی باشه. انگار میبینیشون میگی اخیش..
اینا همون آخیش های زندگیمونن
میدونم زندگی سخته دنیا سخت میگذره خوب نیست ولی بیا فکر کنیم اگه همه چی خوب بود معنای خوشحالی رو میفهمیدیم؟ معنای ذوق رو چی؟
کاش ادمایی که تو چیزایی که بهشون مربوط
نیست ولی فضولی میکنن منقرض شن.
حالا به هر قصد و غرضی
هدایت شده از مخفیگاهِزمینیهایمطرود
چیزه، درجریان هستید که اینجا دارای ناشناسه؟