خم بَرداشتم اما نمُردم!
تَرَک بَرداشتم اما نَشکستم!
خَمیدهِ شُدم اما لِه نَشدم!
خَستهِ بودم اما اِدامهِ دادم!
این بود خُلاصهِ ی داستانِ زندگیِ من...
دلت را بتکان، اشتباهاتت وقتی افتاد روی زمین، بگذار همانجا بماند؛ فقط از لابه لای اشتباههايت، يک تجربه را بيرون بکش، قاب کن و بزن به ديوار دلت. اشتباه کردּن اشتباه نيست، در اشتباه ماندن اشتباه است.
بود ده روز سالی موسمِ این دانه افشانی
زِ غفلت مگذران بیگریه ایّام محرم را...
- صائب تبریزی
غالبــا آن گــذری کــه
خطـــرش بیشتر است
میشود قسمت آن که
جگـرش بیشتـر اسـت:)
مى نشينم چاى مى نوشم كنار پنجره
بى كسى هاى خودم را ديدبانى مى كنم