هدایت شده از [𝗦𝗲𝗹𝗲𝗻𝗲|سِلنِـہ]
پدرم مجبورم کرد تو شرکتش کار کنم از روز اول با
مدیر عامل شرکت امیرسام سر لج افتادم
تا اینکه عاشقش شدم
اما وقتی فهمیدم بچه داره و نمیخواسته من بفهمم فرار کردم خارج از کشور
ولی پیدام کرد
و مجبورم کرد تو عروسیش شرکت کنم منم با پسری رفتم تا بسوزونمش اما اون کاری کرد که .........
https://eitaa.com/joinchat/3581740223Cb4993d6b1e
ولی این روزا یاد شهدای میناب باشیم((:
چقدر این مهر برای مادراشون سنگینه...
روح شهیده حدادعادل
شهیده حسینی خامنهای شاد((:
پارسال سر کلاس درس بودن...