به نسیمی همهی راه به هم میریزد
کی دل سنگ تو را آه به هم میریزد
سنگ در برکه میاندازم و میپندارم
با همین سنگ زدن، ماه به هم میریزد
عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است
گاه میماند و ناگاه به هم میریزد
آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است
دل به یک لحظه کوتاه به هم میریزد
آه یک روز همین آه تو را میگیرد
گاه یک کوه به یک کاه به هم میریزد
فاضل نظری
روز چهارم
یه نامه به خود آیندهت
«ساقیا جام میام ده که نگارندهی غیب
نیست معلوم که در پردهی اسرار چه کرد»
باشد که همانگونه باشی که باید و برآید، نه آنچنان که شاید و ناید. اهل دنیا هرچقدر هم ببرند و بدوزند و بسوزند، نشود که خاکستر ردائت بر جادهی حقیقت روحت بپاشی. نوجوانیست و کمعقلی، نوجوانیست و تباهی؛ حالا؟ حالا تکرار مکررات مکروه است و کریه.
میگویند آیندهسازی، میگویم اول خودسازی کن، آینده پیشکش. آسان نیست، با گذر از هر مرحله دشوارتر میشود، قصهی پر رنج و ملالیست و کابوس پر از وحشت و آشفتهخیالی. بنا نیست با آسودگی طی شود، رسم دنیا این نیست. اما سراسر بدبختی هم نیست، روز های خوشش هم طبق برنامهست.
دمی سخت و دمی بخت، ماه و چاه، شب و روز، گل و خار، خار و گل. قصهمان بالا و پایین زیاد دارد. ولی مگر نه «سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست»؟
حرف آخر اینکه زندگی برای زیستن است، فقط به زنده ماندن نگذران.
#خزعبلات
اتاق زیرشیروونی
انسان های مذکر صداشو نشنون☝️🏻
(کورالین کورالین کورالین💘 همیشه میدونستم دیدنش در دوران طفولیت بهترین انتخابه)
𝘐'𝘷𝘦 𝘣𝘦𝘦𝘯 𝘩𝘦𝘳𝘦 𝘴𝘪𝘹𝘵𝘺 𝘺𝘦𝘢𝘳𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘐'𝘮 𝘴𝘵𝘪𝘭𝘭 𝘯𝘰𝘵 𝘣𝘰𝘳𝘦𝘥.
𝘛𝘩𝘦𝘳𝘦'𝘴 𝘢𝘣𝘴𝘰𝘭𝘶𝘵𝘦𝘭𝘺 𝘯𝘰𝘵𝘩𝘪𝘯𝘨 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘐 𝘤𝘢𝘯'𝘵 𝘢𝘧𝘧𝘰𝘳𝘥.
𝘈𝘯𝘥 𝘐'𝘷𝘦 𝘧𝘰𝘶𝘯𝘥 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘢𝘭𝘮𝘰𝘴𝘵 𝘦𝘷𝘦𝘳𝘺𝘵𝘩𝘪𝘯𝘨 𝘪𝘴 𝘮𝘢𝘥𝘦 𝘰𝘧 𝘤𝘢𝘳𝘥𝘣𝘰𝘢𝘳𝘥.
𝘈𝘯𝘥 𝘵𝘩𝘦𝘳𝘦'𝘴 𝘢𝘣𝘴𝘰𝘭𝘶𝘵𝘦𝘭𝘺 𝘯𝘰𝘵𝘩𝘪𝘯𝘨 𝘐 𝘤𝘢𝘯'𝘵 𝘴𝘪𝘯𝘨 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘸𝘦𝘪𝘳𝘥 𝘤𝘩𝘰𝘳𝘥𝘴, 𝘢𝘯𝘥 𝘐 𝘤𝘢𝘯 𝘳𝘶𝘯 𝘧𝘢𝘴𝘵𝘦𝘳 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘯𝘰 𝘸𝘪𝘯𝘥 𝘳𝘦𝘴𝘪𝘴𝘵𝘢𝘯𝘤𝘦.
اون کیه که در این ساعت ملکوتی داره نقاشی میکشه و فردا قراره تا خود عصر خواب بمونه؟ آفرین من
اون کیه که هنوز ماکت جغرافیاش آماده نشده و معتقده دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ؟ آفرین من (یه روزم از وقتش گذش-)