دلم میخواد برگردم به زمانی که همه چیز آروم بود و خبری از جنگ و از دست دادن آدما نبود. یا شایدم نه...دلم میخواد برم به زمانی که جنگ رو بردیم و همه داریم با امام زمانمون پیروزی رو جشن میگیریم.
یه حسی بهم میگه ارزششو داره، اینکه صبر کنیم و با تمام وجود به پایان شب سیاه باور داشته باشیم.
هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
من دلم کلت میخواد. لطفا یکی برام در اولین فرصت تهیه کنه، کیو کیو.
Be mine, when the world ends and skies tumble down.
Why...is the water so soothing to drown?
Hug me tight, you're lighter than feather.
This second of life, feels like forever.♪°.•
Maybe this chapter is needed for our story, maybe we should face it as an important experience. Anyway... when everything feels weird and sad, the story hasn't ended yet. I'm waiting for the next chapter, for the new beginning.🎐
این همه ملت میشینن دور هم تحلیل میکنن که حالا چرا اینا انقدر با ما دشمنی دارن و دلیل این جنگ ها چیه. بابا بیخیال، همش تو یه جمله خلاصه شده:
«این جماعت یهود کینهی خیبر دارن!»