شاید خدا اینطوری گذاشته منظورش این بوده فقط توی این یه ماه بقیه زندگیتونو بیخیال شید ، یکم با من خلوت کنید ...
درسته من فانکشن Feم خیلی بارزه و شاید تایید و تشویق بقیه منو خوشحال کنه یا انتقاد هاشون غمگینم کنه .. اما فهمیدم هیچ کدوم از تشویق و تحسین و سرزنش های دیگران دیگه برای من معنی نداره ، تاثیری هم نداره ؛ من اصولا برای نظر مردم و حرف انسان های غریبه ارزشی قائل نیستم پس همونقدر هم تشویق و تحسین هاشون برام معنی نداره ؛ خدا به من عقل داده فهم داده ، راه رو نشون داده و گفته کاری بکن که اون بالایی خوشحال بشه ؛ پس دلیل نمیشه من کاری رو انجام بدم که تحسین بقیه رو به دنبال داره ، من کار درست رو انجام میدم حالا میخواد سرزنش داشته باشه یا میخواد تشویق داشته باشه ...
بهر حال باید برم
البته کلی کتابم دست همکلاسیام دارم باید بگم بیارنشون و کلا ببینم تو مدرسه چی به چیه
البته یادم نره یه کتاب با خودم ببرم مدرسه وگرنه خیلی ترسناک میشه حوصله ام سر میره